بیوگرافی

دانلود آهنگ جدید بهنام بانی به نام صد سال
موزیک -

بهنام بانی

صد سال

دانلود آهنگ جدید ماکان باند به نام عاشق که میشی
موزیک -

ماکان باند

عاشق که میشی

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام دلبر
موزیک -

محسن چاوشی

دلبر

دانلود آهنگ جدید رضا صادقی به نام گمونم
موزیک -

رضا صادقی

گمونم

بیوگرافی و زندگینامه ماکان بند

 

 

“ماکان بند” نام گروه موسیقی ایرانی و متشکل از دو خواننده با نام های “رهام هادیان” و “امیر مقاره” میباشد. “یاشار خسروی” آهنگساز و یکی از نوازندگان مطرح ساکسیفون, در سال ۱۳۹۵ پس از تشکیل این گروه, رهبری این گروه را بر عهده گرفت. این گروه توانست در اندک زمانی کوتاه پس از شکل گیری و با حمایت حسن اردستانی مدیر عامل شرکت آوازی نو به شهرت و محبوبیت بسیاری در بین مخاطبان موسیقی دست پیدا کند.

نام “ماکان” از ریشه فارسی و نام یکی از پسران کاک از حاکمان مازندران در قرن ۴ام میباشد. وی ابتدا از سربازان پر نفوذ ابوالحسین ناصر در گرگان بود و پس از چندی به حکومت تمیشه منصوب شد.

 

بیوگرافی رهام هادیان

رهام هادیان زاده تهران و متولد مردادماه سال هزار و سیصد و شصت و نه (۱۳۶۹/۵) میباشد.

وی از همان نوجوانی علاقه بسیاری به ساخت ملودی و آهنگسازی پیدا کرد و همین باعث شد که از همان دوره به صورت تجربی شروع به فعالیت نماید. ناگفته نماند که همراه با آهنگسازی به ترانه سرایی نیز مشغول شد. او در شعر و ترانه سرایی نیز بسیار با استعداد و موفق ظاهر شد.

نکته بارز رهام از نظر رفتاری شوخ بودن وی میباشد که این شاخصه در اجراهای صحنه و حتی در کلیپ های منتشر شده از این گروه به خوبی نمایان میباشد. رهام هادیان تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد میباشد.

 

 

بیوگرافی امیر مقاره

امیر مقاره زاده تهران و متولد دیماه سال هزار و سیصد و هفتاد (۱۳۷۰/۱۰) میباشد.

شروع فعالیت وی در حوزه موسیقی با ترانه سرایی از دوره نوجوانی بود و پس از چندین سال کسب تجربه در این زمینه و از سال ۱۳۹۳ به صورت مستقل و حرفه ای به خوانندگی ورود پیدا کرد و توانست چندین قطعه به طور تک نفره و تعدادی نیز به همراهی خوانندگان دیگر منتشر نماید.

از نکات جالب در مورد مقاره میتوان به فعالیتش در حوزه مدلینگ اشاره کرد. وی چندین سال است که در این حرفه مشغول است و با برترین برندهای داخلی و خارجی همکاری داشته است.

امیر مقاره تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد میباشد. او در این رابطه در در یکی از نوشته هایش گفته:
“من توی زندگیم فقط دنبال یه دختر میوفتم, اونم دختر خودم هستش وقتی داره راه رفتن رو یاد میگیره و فقط جلوی یه دختر زانو میزنم, اون هم باز دخترم هستش وقتی که هنوز یاد نگرفته بند کفشاش رو ببنده! اسم دختر من عسل هستش ولی مامان نداره…”

 

در حال حاضر عبارت “دانلود آهنگ ماکان بند” جزو برترین و پرمخاطب ترین عبارت ها در موتورهای جستجوی اینترنتی است, که این خود گواه میزان محبوبیت این گروه در بین مخاطبان موسیقی میباشد.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه بهنام بانی

 

 

بهنام بانی خواننده محبوب این روزهای نسل جوان اهل دامغان است. بهنام بانی در ١١مهر سال ۶۶ به دنیا آمده است. بهنام بانی فرزند یک خانواده ۴ نفری است. بهنام بانی تنها یک خواهر بزرگتر دارد.بهنام بانی دارای یک خواهر زاده به نام شاینا می باشد.

 

بهنام بانی متولد چه سالی است؟

بهنام بانی متولد سال ۱۳۶۶ است.

بهنام بانی تکنیک خواندن بسیار قوی دارد. بهنام بانی تلاش های بسیار زیادی برای مطرح شدن انجام داد. دوران دانشجویی خود را در سال ٨۴ در شهر شاهرود شروع کرد و فارغ التحصیل از رشته مهندسی عمران است و از همان موقع مشغول کارهای هنری شده است. بهنام بانی پدر خود را مشوق خود در عرصه هنر می داند به دلیل اینکه پدر او نوازنده بوده است.

بهنام بانی از سه خواننده که جلو تر از وی موسیقی را شروع کردند بعنوان علایق خود نام می برد، حمید حامی، مرحوم ناصر عبدالهی و محمد اصفهانی از خوانندگانی هستند که بانی قبل از اینکه خودش خواننده شود کارهایشان را دنبال می کرد. بهنام بانی
‎به دلیل وزن زیادش تحت نظر مربی ورزش، فعالیت می کند و در مدت کوتاهی ۱۵ کیلو لاغر کرده است و روزی ۴ ساعت ورزش می کند، بهنام بانی می گوید معتقد است خواننده بایدصدایش خوب باشد تا هیکل آن

 

فعالیت هنری بهنام بانی

بهنام بانی از سن ۱۹ سالگی از سال ۸۵ همزمان با دوران دانشجویی در شاهرود با گروه موسیقی روژان آشنا شد و با آنها همکاری کرد، در اصل خواننده اول گروه روژان مهدی یغمایی بود که بعد از جدا شدن او از این گروه، بهنام بانی خواننده اصلی گروه شد و با این گروه چندین کنسرت در اجتماع کوچیک را برگزار کرد
اولین آهنگ بهنام بانی که باعث معروف شدن او شد آهنگ علاقه خاص بود ولی در عین حال آهنگ من یه دیونم با استقبال بیشتری مواجه شد و آهنگ عاشقم کرده باعث تثبیت جایگاهی وی در حوزه موسیقی شد.

بهنام بانی خواندن را با تلاوت قرآن کریم در کودکی آغاز کرد. بهنام بانی با انتشار قطعه هایی با تنظیم حامد برادران به شهرت رسید. بهنام بانی با قرار دادی با دفتر آوای فروهر کارهای خود را ادامه می دهد. بعد از انتشار آلبوم خود به برگزاری کنسرت فکر می کند.

اولینآهنگ بهنام بانی که در معروف شدنش نقش مهمی داشت «علاقه خاص» بود، پس از آن، قطعه «من یه دیوونم» بیشتر از قطعه قبلی مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و درنهایت بهنام بانی با قطعه «عاشقم کرده » توانست حضور خود درموسیقی و بین مردم را تثبیت کند.

همسر بهنام بانی

بهنام بانی اعلام کرده است مجرد است و علاقه ای تا به امروز برای متاهل شدن ندارد. بهنام بانی تمام اخبار در مورد ازدواج خود را تکذیب کرده است.

 

تک آهنگ های بهنام بانی

وای دل بی قرارم (تیتراژ برنامه باغ ملی)
چه بخوای چه نخوای
اخماتو وا کن
بسمه
همه دنیام
عاشقم کرده
چی بگم
من یه دیوونم
علاقهٔ خاص
زیبای بی همتا
بیخیال
بیا اینجا
دنیا رو روزه
مرز دیوونگی (همراه با: حسام فرحی)
فصل عاشقی
ای کاش
لحظه به لحظه
قرص قمر

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه سیامک عباسی

 

 

سیامک عباسی (متولد ۱۷ فروردین ۱۳۶۵ در تهران) خواننده، آهنگساز، تنظیم کننده و ترانه سرای ایرانی است.
او در تهران و در خانواده‌ای ادبی به دنیا آمد، پدرش شاعر بود. دوران کودکی وی غرق در دنیای شعر و موسیقی گذشت به طوری که در طول دوران تحصیلی یک شنوندهٔ حرفه‌ای موسیقی محسوب می‌شد. سلیقه شنیداری او (که تأثیر مستقیم بر خلق آثارش دارد) در همین دوران شکل گرفت.

از نوجوانی در دنیای شعر قدم می‌زد، ترانه سرایی را خیلی زود شروع کرده و زبان خود را نیز زود به دست آورد. در ابتدای ورود به دبیرستان، توسط یکی از دوستانش با ساز گیتار آشنا شد و پس از آن به نوازندگی گیتار در گروه‌های موسیقی تلفیقی پرداخت. همزمان با ورود به دانشگاه موسیقی و فراگیری موسیقی آکادمیک؛ به عنوان صدابردار در استودیو‌های حرفه‌ای به صدابرداری مشغول شد. موسیقی الکترونیک را نیز به صورت حرفه‌ای، علمی و عملی دنبال کرد، به طوری که به مدت دو سال این عنوان درسی را (در رشتهٔ موسیقی) در دانشگاه علمی – کاربردی تدریس کرد.

پس از فراغت از تحصیل در رشتهٔ موسیقی و از آن جا که همیشه مقولهٔ فرهنگ و مشتقاتش یکی از دغدغه‌های اصلی وی محسوب می‌شد، به تحصیل در رشتهٔ مدیریت فرهنگی پرداخت. رشته‌ای که مجموعه‌ای از علایق او، اعم از ادبیات، موسیقی، جامعه‌شناسی، رسانه، مخاطب شناسی و… را در خود جای می‌داد. سرایش شعر و ترانه، آهنگسازی، تنظیم و خوانندگی؛ زمینه‌های فعالیت هنری وی محسوب می‌شود. سیامک عباسی با تحصیل در رشتهٔ علوم ارتباطات اجتماعی و دریافت مدرک کارشناسی ارشد در این رشته، فعالیت خود را در زمینه‌های ژورنالیستی نیز به صورت آکادمیک دنبال کرده و با ارائه مقالات علمی – پژوهشی، با موضوعات میان رشته‌ای (اعم از رشته‌های موسیقی، ادبیات، ارتباطات اجتماعی و…) در نشریات علمی بین‌المللی، در آکادمیزه کردن موسیقی پاپ، و همچنین در یافتن رابطه‌های علمی میان مؤلفه‌های موسیقایی و مؤلفه‌های ارتباطی-اجتماعی کوشیده است.

سیامک عباسی از جمله معدود هنرمندانی ست که شهرت خود را با اولین آثار منتشر شده اش و در کمترین زمان ممکن به دست آورد،او تا نخستین کنسرتش در تهران تصویری از خود ارائه نداده بود و چهره اش از هوادارانش پنهان بود. او بارها در صفحات مجازی خود اعلام کرده بود که برای هوش و گوش مخاطبین خود احترام زیادی قائل است و ترجیح می‌دهد به دور از حاشیه ساز بودن و تنها با کلام، موسیقی و صدای خود شنیده شود. سیامک عباسی با ارائهٔ نمآهنگ‌هایی که تاکنون همواره سبک انیمیشن داشته‌اند، توانسته است سطح نمآهنگ‌های ایرانی را به شکل قابل توجهی ارتقاء دهد.

اولین آلبوم سیامک عباسی با نام”خوشبختیت آرزومه” در شهریور۱۳۹۵ منتشر شد.

همچنین در همین ماه بود که سیامک عباسی به همراه امیر عباس گلاب نخستین تیتراژ تلویزیونی اش را با نام”دلفریب” منتشر کرد که این قطعه برای برنامه ی خوشا شیراز ساخته شد.

او نخستین کنسرتش را در ۲۹شهریور ۱۳۹۵ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران برگزار کرد. سیامک عباسی در حالی روی استیج نمایشگاه بین‌المللی می‌رفت که خیلی‌ها تصور می‌کردند او در کنسرتش هم چهرۀ خود را نشان نخواهد داد.

 

برخی از آثار سیامک عباسی:

 

کتاب ها
خوشبختیت آرزومه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
خاطرات متروک ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

 

 

آلبوم ها
خوشبختیت آرزومه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵

 

 

تک آهنگ ها
فرشته پاک ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
فرشته پاک (ریمیکس) ۱۵ مهر ۱۳۸۹
خوشبختیت آرزومه ۱۱ دی ۱۳۸۹
خوشبختیت آرزومه (ریمیکس) ۲۷ اسفند ۱۳۸۹
وقتی دلت شکست ۳۱ تیر ۱۳۹۰
تو که نیستی ۲۴ آذر ۱۳۹۰
جوون تر که بودم ۱۱ اسفند ۱۳۹۰
دیوونگی ۱۵ شهریور ۱۳۹۱
من انتخاب شدم ۱۷ بهمن ۱۳۹۱
رویایی ۲۷ اسفند ۱۳۹۱
عشق عمیق ۳۱ مرداد ۱۳۹۲
من راهی ام ۲ مهر ۱۳۹۲
شبی خوش ۳۰ آذر ۱۳۹۲
شهر بارونی ۱۱ اسفند ۱۳۹۲
روزهای خوب ۶ شهریور ۱۳۹۳
باور ۱۱ بهمن ۱۳۹۳
تن سپرده به باد ۲۸ اسفند ۱۳۹۳
دچار ۵ آذر ۱۳۹۴
آشتی ۱۱ بهمن ۱۳۹۴
خوبه حال من ۲۴ مرداد ۱۳۹۵
دلفریب ۱ مهر ۱۳۹۵
تو رو دوست دارم ۳۰ آذر ۱۳۹۵
اون منم ۱۵ اسفند ۱۳۹۵
ترانه ای برای سال ها بعد ۲۶ فروردین ۱۳۹۶
بمون با من ۱۳ تیر ۱۳۹۶
عشق ۳۰ مهر ۱۳۹۶

 

 

موزیک ویدیو ها
فرشته پاک ۱۱ بهمن ۱۳۸۹
خوشبختیت آرزومه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹
وقتی دلت شکست ۷ مرداد ۱۳۹۰
جوون تر که بودم ۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
عشق عمیق ۳۱ مرداد ۱۳۹۲
روزهای خوب ۶ شهریور ۱۳۹۳
فلسفه های پوچ ۲۶ شهریور ۱۳۹۵
دچار ۵ آذر ۱۳۹۵

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۰ دی ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه احسان غیبی

 

 

در سال ۱۳۶۰ در تهران متولد شد.

دوران کودکی و نوجوانی خود را در تهران زندگی کرده و مشغول به تحصیل بود و دوران تحصیل خود را با مقام های مختلف هنری و قرآنی در سطح کشور سپری کرددر ۱۴ سالگی مقام اول قرائت قرآن را در سطح استان تهران کسب کرد و با توجه به استفادهء فطری از دستگاه های مختلف موسیقی در هنگام قرائت کلام خدا توسط اطرافیانش به پیگیری موسیقی و آواز بصورت حرفه ای تشویق شددوره های فن بیان – آواز و آهنگسازی را بصورت خصوصی نزد استاد همتی در تهران گذرانده و در سن ۱۷ سالگی فعالیت خود را در زمینه خوانندگی و ترانه سرائی آغاز نمود.

به مرور زمان با افزایش تجربه اش توانست طی ۳ سال فعالیت حرفه ای و انتشار آثارش در ظرف مدت کوتاهی به یکی از هنرمندان طراز اول موسیقی ایران مبدل گشته و هواداران بسیاری را به سمت خود جلب کند. همزمان در زمینهء تحصیلات دانشگاهی هم موفق شد در رشتهء مهندسی عمران فارق التحصیل شوددر آهنگسازی نیز بسیار موفق بود و با اولین ملودی هایی که در اختیار همکاران دیگرش قرار داد نیز در بازار طرفداران بسیاری را به خود جلب کرد.

همکاری اش با الیاس شیرزاد و خلق اثری ماندگار با نام ” خیسی چشمات ” را میتوان نقطهء عطف زندگی هنری احسان غیبی قلمداد نمود که او را به فکر تولید اولین آلبوم رسمی اش با نام ” خاطره انگیز ” انداخت. وی ترانه سرایی و آهنگسازی را تمام احساس خود و خوانندگی را تمام تلاش خود برای انتقال احساساتش به دیگران می داند و امیدوار است کارهایی را که تولید می کند مورد توجه هوادارانش قرار گیردآهنگسازی :از نمونه کارهای آهنگسازی شده توسط احسان غیبی که برای خوانندگان دیگر انجام داده است میتوان به مواردی اشاره کرد :لاف عاشقی – علی اصحابی و امید علومیحقمه – میلاد بیک – لمس یک بوسه – پارسا چیلیک بوده است.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۰ دی ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه سهراب پاکزاد

 

 

سهراب پاکزاد متولد ۱۴ فروردین ۱۳۶۰ در تهران، خواننده است

فارغ التحصیل فوق لیسانس مدیریت بازرگانی از دانشگاه علم و صنعت میباشد، او ساکن فرمانیه تهران می باشد بجز خوانندگی آهنگسازی نیز می کند و بعنوان مدل تبلیغاتی نیز فعالیت هایی داشته است.

شروع خوانندگی

در سال ۱۳۸۰ نواختن گیتار را بدون داشتن استاد شروع کرد و بعد از چند سال جهت تکمیل آن به کلاسهای استاد فیض ا لله..مداح پیوست و در این کلاسها بود که با امیر طبری آشنا شد و خیلی‌ زود شروع به آهنگ سازی و ترانه سرایی کرد

او در طول شروع فعالیت خود از کلاسهای سلفژ هومن جاوید نیز بهره برد

اولین کار حرفه ای
اولین قطعه ای که با آهنگسازی و ترانه سرا یی و خوانندگی سهراب پاکزاد منتشر شد قطعه ی زیر بارون بود که سال ۱۳۸۵ شنیده و مورد پسند مخاطبین قرار گرفت

لازم به ذکر است که قطعه ی زیر بارون اولین آهنگی بود که به سبک ها وس تنظیم می‌‌شد که ترانه فارسی همراه آن بود

انتشار اولین آلبوم

در ۲۶ آبان ۱۳۸۸ آلبوم زیر بارون که ۸ قطعه را با خود به همراه داشت با مجوز جمهوری اسلامی منتشر شد و روانه بازار گردید، که پر فروش‌ ترین آلبوم همان سال هم شد

شهرت

پر طرفدار‌ترین قطعه آلبوم زیر بارون قطعه ی ۳ آن است که ( این چه حسّیه ) نام دارد که این قطعه به حدی مشهور و پر طرفدار شد که به خود وجهه بین‌ المللی داد و حتی مورد توجه غیر فارسی زبان‌ ها هم قرار گرفت.

اولین کنسرت

اولین کنسرت سهراب پاکزاد در اواخر ۱۳۸۸ در سالن اریکه ایرانیان برگذار شد و قابل توجه این است که نوازندگی درآمز این کنسرت بر عهده محمدرضا گلزار بود و در طول اجرا خوانندگانی چون ،مازیار فلاحی و بابک جهانبخش ،سهراب پاکزاد را همراهی میکردند
کنسرت مستقل پاکزاد در ۲۶ آبان ۱۳۸۹ در سالن برج میلاد برگزار شد

شکایت از امیر تتلو

سهراب پاکزاد از شکایت خود از امیرحسین مقصود لو گفت :

درگیر شکایتی از امیر حسین مقصود لو (تتلو) هستم او اورتور قطعه این چه حسیه را برای آهنگ های خود به نام تیمار و گیر کردم رو تو کپی کرده است.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۶ دی ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه حمید هیراد

 

 

حمید هیراد یکی از محبوب ترین خوانندگان این روزهای موسیقی کشور است که به دلیل سبک متفاوت در آواز خوانی و شعرهایش مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است. اگر می خواهید حمید هیراد را بیشتر بشناسید، این متن را تا انتها بخوانید.

حمید هیراد متولد ۱ بهمن ۱۳۷۰ در تهران، خواننده می باشد

فارغ التحصیل لیسانس تاسیسات صنعتی است، عشق و علاقه در کنار هدف باعث شد تلاش هایش در عرصه موسیقی در نهایت دیده شود، وی با نوع جدیدی از بیان و اجرا توانست با حمایت شرکت موسیقی خود را شناخته تر کند

نام اصلی اش حمید حسین زاده است، هیراد نام هنری وی می باشد و به معنای خنده رو و آدم خوش اخلاق است و اصالتا شمالی است.

شروع فعالیت

علاقه اش از دوران نوجوانی ۱۵ – ۱۶ سالگی با شعر و شاعری آغاز شد، او که شاعر توانایی است خیلی زود به سمت علاقه خود در موسیقی سنتی رفت و همگام با ترانه سرایی موسیقی را آغاز کرد.

کلاس

در اولین گام هنری آموزش موسیقی سنتی را آغاز کرد، سپس با چند کار نیم حرفه ای استعداد خود را محک زد اما برای دیده شدن نیاز به همکاری با شرکت های بزرگ هنری داشت.
ورود به شرکت آوازی نو

او بواسطه آشناهایش یکی از آهنگ های سنتی خود را به آقای حسن اردستانی مدیرعامل شرکت آوازی نو ارسال کرد که موجب قرار داد همکاری و ورود به این شرکت بزرگ شد

او تا یک سال به همراه تیم این شرکت در حال آنالیز بازار برای انتشار سبک جدید از موسیقی تلاش کرد و در نهایت در اواخر سال ۹۵ شروع طوفانی داشت

از اولین آهنگ تا شهرت

اولین اهنگ او با گروه پازل بند در کنار آرین بهاری و علی رهبری در ۱۵ اسفند ۹۵ با نام بی تاب با استقبال خوب مردم منتشر شد ، اردیبهشت ۹۶ آهنگ مستقل وی بنام مستم کن به بازار آمد اما شهرت وی تیر ماه ۹۶ با آهنگ دلارام گروه پازل بند و سپس با معشوق به اوج خود رسید

خصوصیات رفتاری

او به شدت ساکت و سر به زیر است تابحال هیچ گفتگوی مستقلی نداشته است، دوست ندارد وارد حاشیه شود در کار اما پرانرژی و با هیجان است

نوع موسیقی متفاوت هیراد

مهم‌ترین خصوصیت آهنگ‌ های حمید هیراد را می‌توان اشعار آن دانست

اشعار مورد انتخاب او اکثرا دارای فضای تغزلی هستند. این در حالی است که موسیقی «هاوس» یا «ای دی ام» با حال و هوای پاپ ارایه دهنده این اشعار تغزلی هستند

همچنین نوع آواز حمید هیراد نیز یادآور موسیقی تلفیقی این روزها است

ساز

ساز تخصصی وی دف و تنبک است و دستی در سه تار هم دارد

ازدواج + عشق

حمید هیراد هنوز ازدواج نکرده و مجرد است او یکبار در سن ۲۱ سالگی عاشق شده ولی کسی که دوست داشتن فوت کرده است و دیگر در این دنیا نیست

آهنگهایی که تابحال حمید هیراد منتشر کرده است:

بی تاب
شب که شد
رسوایی
فراموش کن
مستم کن
معشوقه ( پازل باند)
دلارام ( پازل باند)
خدا
شوخیه مگه
نیمه جانم

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی حامد هاکان

حامد هاکان (با نام صحیح حامد ذاکری نسب)متولد ۱۷ مرداد ۱۳۶۲ در خانواده ای مذهبی در شهرری تهران، از چهره های مطرح موسیقی پاپ دهه ۸۰ است که ۱۶ مهرماه ۱۳۹۳ به جمع خوانندگان مجاز پیوسته و امکان انتشار آلبوم گرفت. حامد هاکان در خانواده ای با ۵ فرزند بزرگ شده و دارای سه برادر و یک خواهر است. حامد هاکان از همان دوران کودکی به خواندن علاقه زیادی داشت به طوریکه از سن ۶ سالگی خواندن را با اشعار مذهبی شروع کرد و به دلیل گرایش های مذهبی خانواده بیشتر آهنگ های سنتی کار میکرد تا اینکه در ۱۷ سالگی روحیاتش تغییر کرده و به سمت موسیقی پاپ کشیده شد. حامد هاکان که به دلیل موقعیت خانوادگی امکان بردن ساز به خانه را نداشت، آهنگ سازی را با کامپیوتر و با نرم افزارهای موسیقی آغاز کرد. آشنایی حامد هاکان با کامپیوتر خیلی سریع باعث پیشرفت او شد و از طرفی برای افزایش مهارت خود، تحصیل در رشته کامپیوتر را انتخاب کرد. به گفته حامد هاکان مشوق اصلی او در زمینه موسیقی دایی مهربانش است که در این راه خیلی به او خیلی کمک کرده است. حامد هاکان بعد از ورود به موسیقی نام خانوادگی خود را از ذاکری نسب به هاکان تغییر داد. هاکان نامی ترکی است و انتخاب آن توسط حامد داستان جالبی دارد.اولین آلبوم رسمی حامد هاکان از سوی شرکت «آوای هنر» به مدیریت «محمد جلیل پور» به بازار عرضه شد و ترانه سرایی و آهنگسازی تمامی قطعات آلبوم توسط حامد هاکان انجام شد. ترانه ها و ملودی ها در فضای آثار خاطره انگیز حامد هاکان است اما کلیت آلبوم مدرن و منطبق با فضای امروز مارکت موسیقی ایران بود. حامد هاکان یکی از خواننده های موسیقی پاپ است که از اوایل دهه هشتاد نسبت به انتشار آثار خود اقدام کرد. همکاری این چهره پرطرفدار آن روزهای پاپ با «محسن چاوشی» و «محسن یگانه» به انتشار چند تک قطعه منجر شد که جنجال های زیادی را به دنبال داشت. رفته رفته فعالیت های این خواننده کمتر شد و او طی چند سال اخیر صرفا به انتشار چند تک قطعه در فضای مجازی بسنده کرد.حامد هاکان با محسن چاوشی و محسن یگانه مطرح شد و زمانی ستاره موسیقی پاپ بود.

آثار حامد هاکان
تابستان سال ۱۳۸۳ اولین آلبوم خود را با نام (قاتل حرفه ای) با ۱۲ تراک بصورت اینترنتی منتشر کرد که از جمله آهنگ های آن میتوان به (قاتل حرفه ای ؛ غم دریا ؛ نپیچون مارودیگه ؛ ندای من ؛ خدای من ؛ دنیا ؛ سپیده و……) اشاره کرد. با این آلبوم به عنوان یکی از سیاه خوانان موسیقی پاپ معرفی شد ، بعد از آن به دنبال موسیقی الکترونیکی و سازهای مربوط به آن رفت و یکی از اولین کسانی بود که از Dj در موسیقی اش استفاده کرد که از جمله آنها میتوان به قطعه زیبای (سگ محلی) اشاره کرد. بعد از آلبوم قاتل حرفه ای حامداز طریق یکی از دوستان با محسن چاوشی آشنا شد و در آلبوم محسن چاوشی (خودکشی ممنوع) به عنوان خواننده میهمان حضور داشت که از جمله در همین تراک خودکشی ممنوع اوست که با محسن چاوشی مصاحبه کوتاهی انجام میدهد و نیز در تراک آهای خبر نداری و تراک آخر این آلبوم حظور دارد. حامد هاکان در تابستان ۱۳۸۴ (آلبوم قاتل حرفه ای ۲) را با همکاری محسن چاوشی آماده و روانه بازار کرد و انتشار این آلبوم شهرت آن را دوچندان کرد. سبکی که حامد هاکان به موسیقی پاپ ایران آورد سبک جدیدی بود ، بله سبک سیاه که تا آن زمان کسی با این سبک زیبا آشنا نبود. بعد از (آلبوم قاتل حرفه ای ۲) حامد در سال ۱۳۸۵ آلبوم مشترکی با آقای علی ایرج به نام (لوتی دست خوش) را آماده کرد ؛ ولی متاسفانه به دلیل بعضی مسائل این آلبوم روانه بازار نشد و بعضی تراک های این آلبوم بدون اجازه حامد منتشر شد. مدتی بعد اعلام کرد آلبومی آماده پخش دارد با نام (خود فروش) که اشعار آن را خود او و مریم حیدرزاده سروده اند که بنا به دلایلی آن آلبوم هم منتشر نشد. حامد موسیقی ترکی استانبولی را بسیار دوست دارد و در تنظیم قطعاتش از آن استفاده میکند و ترانه اکثر کارهایش را خودش سروده ولی از ترانه سراهای دیگرهم شعر میگیرد که ازجمله آنها میتوان به استاد داریوش ایزدپور و خانم مریم حیدرزاده اشاره کرد ؛ در کل حامد دوست دارد کاری را بخواند که موضوع داستانش واقعی باشد و برای خودش اتفاق افتاده باشد

حامد هاکان به گفته خودش ائمه اطهار را دوست دارد و از بین آنها ارادت خاصی به امیر المومنین امام علی (ع) دارد و یک قطعه بسیار زیبا با نام (امام علی) را که قرار بود برای تیتراژ آخر یک سریال تلویزیونی پخش شود که این سریال به مرحله پخش نرسید را خوانده که حتی این آهنگ از رادیو جوان هم پخش شد و آهنگ زیبای (دلم به عشق یارم) را با صدای زیبای خود برای امام حسین (ع) بازخوانی کرده و یک دمو بسیار زیبا بانام یا زهرا را برای حضرت فاطمه زهرا (س) آماده پخش کرده است که امید واریم این قطعه زیبا هرچه زودتر بصورت کامل پخش شود. حامد در سال ۱۳۸۵ برای مدت کوتاهی به کشور امارات رفت و در شهر دبی زندگی کرد و چند قطعه زیبا با آهنگ سازی استاد حسن شماعیزاده را آماده پخش کرده است و خودش از سفرهایی که به کشور امارات داشته بسیار راضی است و اعتقاد دارد در زمینه موسیقی نیز کمک زیادی به او شده است.

ساخت و انتشار آهنگ بسیار زیبای (من کشتمش) از اشعار خانوم ترانه مکرم توسط او دردسرهای زیادی برایش بوجود آورد که جریان مفصلی دارد و بعد از حامد آقایان حمید عسکری و مهدی مقدریان و حسام یار یار این آهنگ را بازخوانی کردند که بعد آقای مهدی مقدریان با مصاحبه بسیار زیبایشان از حامد هاکان قدردانی کردند.از ویژگی های اخلاقی حامد میتوان به انتقاد پذیری ، راستگویی ، خوش اخلاقی ، شوخ طبعی و……اشاره کرد. ورزش را دوست دارد و به شطرنج بسیار علاقه دارد

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۴ مهر ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه ناصر فرهودی

 

 

ناصر فرهودی متولد سال ۱۳۳۱ و یکی از خلاق‌ترین صدابرداران و صداگذاران موسیقی ایران است. اهمیت ضبط صدا از یک‌سو و توانایی فرهودی در بهترین مواجهه با آثار موسیقایی باعث شد که تا امروز کارنامه‌ای پربار داشته باشد. ناصر فرهودی تقریبا با همه بزرگان موسیقی و آهنگسازان همکاری کرده است.
او در رشته اکترونیک و در گرایش صدا از دانشکده صدا وسیما فارغ‌التحصیل شد. در سال ۵۱ در حالی که هنوز به تحصیل اشتغال داشت همکاری خود را با صدا و سیما شروع کرد. فعالیت فرهودی در سازمان صدا و سیما خیلی زود باعث جذب او به استودیوهای خصوصی ضبط موسیقی و صدا شد. در سال ۵۵ به دعوت زنده‌یاد کلهر به استودیو پاپ دعوت شد و از آن زمان تا کنون در این زمینه به فعالیت خود ادامه داده است.
از نظر فرهودی در سال‌های اخیر هم‌زمان با گسترش فعالیت‌ها در زمینه خوانندگی و ضبط صدا، فضای حرفه‌ای در حوزه صدابرداری و صداگذاری آشفته شده و معیار مشخصی برای ارائه کار خوب وجود ندارد. او در گفت‌وگویی چنین ابراز نظر می‌‌کند: متاسفانه این روزها هر کسی آهنگی سرهم می‌کند، سرونه کارش را می‌زند و در خانه و در استودیویی بدون ابزار قطعه را ضبط می‌کند و بی‌آن‌که هزینه چندانی کرده باشد، آلبوم را در نهایت با ده میلیون تومان آماده می‌کند بعد بدون این‌که آن را منتشر کند، دور می‌اندازد.
ناصر فرهودی اعتقاد دارد که ضبط صدا در حوزه موسیقی از مهم‌ترین بخش‌های ارائه کار است اما در عین حال تاکید می‌کند که دلیل کشیده شدن اغلب خوانندگان جوان به استودیوهای خانگی، فقدان امنیت کافی برای رسیدن به بازار و فروش مناسب است.
ناصر فرهودی کار جدی و حرفه‌ای را از سال ۶۵ و با ضبط موسیقی فیلم «ماموریت» ساخته حسن زندباف آغاز کرد و تا امروز کار ضبط موسیقی ده‌ها فیلم را انجام داده است. از ردیف طولانی فیلم‌هایی که او کار ضبط موسیقی آن‌ها را انجام داده می‌توان به «من ترانه پانزده سال دارم»، «اعتراض»، «دست‌های آلوده»، «سرعت»، «جنگ نفتکش‌ها»، «نیاز» و «خون‌بس» اشاره کرد.
ناصر فرهودی در کنار ضبط حرفه‌ای موسیقی، صدابرداری موسیقی فیلم‌های بسیاری را به‌عهده داشته که از فهرست بلندبالای این فیلم‌ها می‌توان «دوئل»، «پارتی»، «زمانی برای مستی اسب‌ها»، «عروس آتش» و «قرمز» را نام برد.
نگاهی گذرا به فعالیت‌های ناصر فرهودی در حوزه صدا روشن می‌کند که او توانسته در زمینه‌های متعددی در خدمت سینما و موسیقی ایران باشد. کارهایی که او انجام داده از قبیل ضبط موسیقی، صدابرداری موسیقی، ضبط استودیویی موسیقی، صدابرداری، صدابرداری سر صحنه و صدابرداری استودیویی، میکس صدا هر یک به‌نوبه خود امور فنی صدا را گامی به جلو برده است.
در مهرماه ۹۴ و در سومین جشن موسیقی از ناصر فرهودی به‌عنوان یکی از پیشکسوتان حوزه موسیقی و صدا تقدیر شد. اگر تا چند سال قبل علاقه‌مندان عام سینما و موسیقی از اهمیت صدابرداری و ضبط صدا خبر نداشتند، در سال‌های اخیر و با برگزاری مجالسی از این دست، حوزه صدا برای مردم شناخته‌تر شده است.
در جشن موسیقی، در حالی که هنرمندانی چون ناصر چشم‌آذر، فریدون خشنود، میلاد کیایی و حبیب محبیان روی سن حضور داشتند، بالا رفتن ناصر فرهودی از پله‌ها و ایستادن در مقابل مردم، تقدیر از کار ارزشمند ناصر فرهودی و نشان‌دهنده اهمیت صداست.
نام ناصر فرهودی در کنار کارهایی که انجام داده ماندگار خواهد بود. اگر چه نام او به‌نوعی با نام زنده‌یاد بابک بیات به‌خاطر این‌که ضبط اغلب کارهای او را به‌عهده داشته، گره خورده اما نام ناصر فرهودی از سوی دیگر با آثار خاطره‌انگیزی چون «سلطان و شبان»، «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «گرگ‌ها» هم در حافظه جمعی و تاریخ موسیقی ما خواهد ماند.

 

 

موسیقی فیلم

وی کار جدی و حرفه‌ای را از سال ۱۳۵۹ و با ضبط موسیقی فیلم از از فریاد تا ترور ساخته منصور تهرانی آغاز کرد و تا امروز کار ضبط موسیقی قریب به دویست فیلم و مجموعه تلویزیونی را انجام داده است. از ردیف طولانی فیلم‌هایی که او کار ضبط موسیقی آن‌ها را انجام داده می‌توان به «من ترانه پانزده سال دارم»، «اعتراض»، «دست‌های آلوده»، «سرعت»، «جنگ نفتکش‌ها»، «نیاز» و «خون‌بس» اشاره کرد. وی در کنار ضبط حرفه‌ای موسیقی، صدابرداری موسیقی فیلم‌های بسیاری را به‌عهده داشته که از فهرست بلندبالای این فیلم‌ها می‌توان «دوئل»، «پارتی»، «زمانی برای مستی اسب‌ها»، «عروس آتش» و «قرمز» را نام برد. نگاهی گذرا به فعالیت‌های ناصر فرهودی در حوزه صدا روشن می‌کند که او توانسته در زمینه‌های متعددی در خدمت سینما و موسیقی ایران باشد. کارهایی که او انجام داده از قبیل ضبط موسیقی، صدابرداری موسیقی، ضبط استودیویی موسیقی، صدابرداری، صدابرداری سر صحنه و صدابرداری استودیویی، میکس صدا هر یک به‌نوبه خود امور فنی صدا را گامی به جلو برده است. آخرین فعالیت وی صدابرداری فیلم بادیگارد از ساخته‌های ابراهیم حاتمی کیا می‌باشد.

ضبط کلیهٔ آثار مجید انتظامی در سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۸۶ که در ایران ضبط شده‌اند و فیلم‌هایی همچون از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف، آژانس شیشه‌ای، روز واقعه، دوئل (فیلم ۱۳۸۲) و … بر عهده وی بوده است.
ضبط کلیهٔ آثار بابک بیات از سال ۱۳۶۲ با موسیقی فیلم نقطه ضعف تا پاپان عمر ایشان در سال ۱۳۸۵ و کارهایی همچون موسیقی فیلم‌های مسافران، کشتی آنجلیکا، دست‌های آلوده و … بر عهده وی بوده است.

 

 

درگذشت

ناصر فرهودی روز جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ به دلیل ایست قلبی در بیمارستان دی تهران دار فانی را وداع گفت.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه محمود جهان

 

 

 

محمود جهان از خواننده‌های جنوبی کشورمان است که در سال ۱۳۳۰ در آبادان به دنیا و در ۸ مرداد ۱۳۹۶ چشم از جهان فروبست. وی پدر امید جهان است.
محمود جهان پولادی در سال ۱۳۳۰ در آبادان و در محله احمدآباد بدنیا آمد.

وی کارمند بازنشسته شرکت نفت و دارای پنج فرزند و تک پسر او امید جهان است که او نیز مانند پدر اهل موسیقی است.

پدر جهان که اهل تنگستان بوشهر بود شروه خوانی می کرد و از جمله چهره های شناخته شده این شهر بود. وی در ابتدای انقلاب با اجرای ترانه یا الله یا خدا در برابر بنیانگذار انقلاب اسلامی نماد بزرگی و همدلی و اتحاد مردان تنگستانی را به نمایش گذاشت.

این خواننده محبوب بندری خوان در سال ۱۳۵۵ توسط آقای بهمن خوش خلق به همراه یداله رضازاده به تهران آمد و برای اولین بار با هدف آلبوم در استودیو ۴ اثر ارکستری ضبط کرد.

محمود جهان،همیشه در مصاحبه هایش خودش را خاک پای اهالی جنوب کشور می داند.

محمود جهان که تمام شهرت و محبوبیتش را با خواندن آهنگ و ترانه های جنوبی و بندری به دست آورده است،در مصاحبه هایش عنوان کرده بود که اگر حمایت ها و پشتیبانی های مردم خونگرم و صبور جنوب کشور نبود،برای او نیز موفقیتی کسب نمی شد.

محمود جهان با شروع جنگ که ۲۹ سال داشته در خوزستان باقی می ماند اما پدر و مادرش به بوشهر باز می گردند. وی در سال ۱۳۵۲ ازدواج می کند. اصالت والدینش گویی موجب شده تا معمایی برای اصلیت وی در اذهان مردم بوجود آید و اینجور که می گوید، مردم گاهی می گویند محمود جهان اهل سیستان است یا بلوچ است یا بندرعباسی، بوشهری و…

 

 

امید جهان فرزند محمود جهان

پسر او امید جهان است که او نیز مانند پدر اهل موسیقی است. پدر جهان که اهل تنگستان بوشهر بود شروه خوانی می کرد و از جمله چهره های شناخته شده این شهر بود.

 

آثار محمود جهان

این خواننده محبوب از سال ۱۳۶۶ تا امروز ۳۲ کاست از جهان در بازار ارائه شده و محبوب ترین آثار او عبارتند از:
بندر نشینان بندرگاه عشق کاروان بندر داغت نیینم ۱ داغت نبینم ۲ ایولله فانوس بندر هله دان مبارکه پریای دریا سبزه قبا ستاره دریا ستاره ی جنوب صبح ساحل یاد کارون

 

 

درگذشت محمود جهان

محمود جهان در هنگام مرگ ۶۶ سال سن داشت.محمود جهان که برای اجرای کنسرتی به مناسبت میلاد امام رضا (ع) به شهر ماهشر سفر کرده بود،در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۹۶ ساعاتی قبل از اجرای برنامه دچار حمله ی قلبی شد و بلافاصله به یکی از بیمارستان های شهر ماهشهر برده شد.اما هنگامی که به بیمارستان آورده شد،علائم حیاتی در وی وجود نداشت.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۸ مرداد ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه آرش جوانمرد

 

 

 

آرش جوانمرد پسر خواننده اهل خراسان جنوبی در مسابقه خوانندگی استیج ۲ شبکه من و تو شرکت کرده است.

آرش جوانمرد Arash Javanmard در یک خانواده نظامی متولد شد. پدر او دارای درجه نظامی سرهنگی و مادرش تحصیل کرده در رشته روانشناسی‌ است. او زاده خراسان جنوبی، و بزرگ شده در تهران و کرج می باشد.

به گواه نوارهای کاست ضبط شده یادگار از دوران کودکی اش، هنوز بطور کامل قادر به صحبت کردن نبوده است که سر کلاس‌ آوازی که پدرش استاد آن بود، مشغول تمرین آواز به صورت جدی بوده است . با وجود اینکه پدر او یک نظامی بود، دارای روحیه ای هنری و لطیف بود.

در ایران چندین اجرا بر روی صحنه داشته و در برنامه های مختلف، هنرمندان عالم کمدی، سینما و ورزش ایران نظیر نصرالله رادش ، حمید لولایی، کیوان ملک مطیعی، شهاب حسینی‌ را همراهی کرده است.

او در حال حاضر در هلند زندگی‌ می‌کند و حرفه فعلی او تتو (خالکوبی) است.

همواره به ورزش کردن علاقه‌مند بوده است. در کودکی به مدت دو سال آموزش ژیمناستیک دیده است. دارای کمربند آبی‌ در کاراته سبک کان زن ریو می باشد.

در دوران نوجوانی، به مدت چهار سال، در رشته مشت زنی‌ (بوکس) زیر نظر مربی تیم ملی‌ آن‌ زمان و شرکت در مسابقات گوناگون در رده آماتور فعالیت داشته است. همچنین به بدنسازی، سوارکاری، پینگ پنگ و بیلیارد و شنا علاقه مند است.

تلخ ترین واقعه زندگی او مرگ پدر و شیرین ترین آن تولد دخترش است.

مربی آرش در این سری از برنامه استیج، شهرام آذر است و همکاری با ایشان را یک تجربه فوق العاده می داند.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه داریوش صفری

 

 

 

داریوش متولد شهرستان گچساران، واقع در جنوب ایران، در خانواده ای هنردوست و ترک قشقایی پرورش یافت.

در دوران دبستان در گروه سرود و تئاتر مدرسه فعالیت داشت و در پی تشویق خانواده و معلمان خود وارد کانون پرورشی و فکری کودکان شد و با کمک اساتید آن دوره با این هنر بیشتر آشنا گردید و در جشنواره های مختلفی شرکت کرد و همچنین در رادیو استانی به صداپیشگی نمایش کودکان پرداخت.

او همواره در محافل و جشن های خانوادگی آواز خوانی کرده و در پی تحسین و تشویق اطرافیان، عشق به این هنر در او بارورتر شد تا اینکه در سال ۱۳۷۹ به همراه تعدادی اقدام به تأسیس گروه المان Eleman متشکل از پنج نوازنده کرده و پس از رویارویی با مشکلات فراوان، گروه موفق به اجرا شد، اما در نهایت به دلیل کمبود حمایت از طرف مسئولان ارشاد، گروه از هم پاشید. مجدداً، در پی آن به تأسیس گروه استدیو سیزده پرداخت که هرگز مجوز انتشار نگرفت.

پس از مهاجرت به کشور آلمان، به فعالیت موسیقی به طور تجربی پرداخته که حاصل آن انتشار چند آهنگ و بازخوانی آهنگ سفر از زنده یاد استاد محمد نوری می باشد. او همچنین اجراهای زنده متعددی در شهر دوسلدورف آلمان داشته است.

در کنار فعالیتهای هنری، مشغول گذراندن دوره مدد کاری اجتماعی است.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه یاشار خلیق

 

 

 

یاشار در دوران کودکى علاقه فراوانی به موسیقى داشته و با تشویق و حمایت خانواده، به جستجوى ساز مورد علاقهٔ خود پرداخت. سرانجام گیتار را به جهت اینکه حس خوبی در او ایجاد می کرد انتخاب نمود.

با عشق و رویاى پیشرفت در زمینه موسیقی، در سن ١٧ سالگى به آمریکا مهاجرت کرد. در آنجا، با شهبال شبپره، تهیه کننده گروه موسیقی Black Cats آشنا شد و توانست چند آهنگ متعلق به گروه را دوباره خوانی کند.

او در حال حاضر در شرکت مخابراتى مشغول کار است و جهت حضور و موفقیت در برنامه استیج موقتاً این حرفه را ترک کرده است.

شادمهر عقیلی را بزرگترین الگوى خود می داند و معتقد است، او در اواخر دهه ٩٠ میلادى با جسارت تمام موسیقى خود را در ایران عرضه کرد.

الگوهاى دیگرش را هنرمندانی از جمله استاد شجریان، همایون شجریان، محسن چاوشى می داند. از هنرمندان غیر ایرانی؛ Pink Floyd, Peter Gabriel, Sting, Justin Timberlake را نام می برد که باور دارد اثرات بسیارى در رشد موسیقیایی او داشته اند.

سرگرمی او ورزش، مطالعه و تماشای فیلم سینمایى است. او دارای کمربند مشکى در کاراته، سبک شیتو ریو است و به نظر او می توان از این ورزش درسهاى مهمى چون، افتادگى، احترام به دیگران و وفادارى را آموخت.

“این رویا که صدا و موسیقى من به دل مردم راه پیدا کند، انگیزه زیادى را جهت تلاش در این راه در من به وجود آورده است.”

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه کامران رسول‌ زاده

 

 

 

کامران رسول‌ زاده متولد ۴ اسفند ۱۳۵۶ در تهران، شاعر و خواننده است

فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی نرم افزار کامپیوتر است، علاوه بر خواندن، شاعر و ترانه سرا نیز میباشد، همچنین او نوازندگی نیز میکند و تجربه نمایشنامه نویسی هم دارد.
شروع فعالیت

در ۱۹ سالگی همزمان با ورود به دانشگاه فعالیت اش را با موسیقی سنتی و شعر آغاز کرد

می گوید به دلیل علاقه شخصی و آشنایی که با قیصر امین پور داشتم ، با خانه شاعران آشنا شدم و از این طریق وارد فضای جدی تری از شعر و ترانه شدم

کلاس و فعالیت در دانشگاه

یک دوره پیش استاد جواد جواهری (نوازنده و خواننده) اصول آواز سنتی و آواز ایرانی را گذراندم، یک دور موسیقی تئوری هم پیش شهرام مظلومی تا دوره هارمونی گذراندم، اولین بار هم با گروهی بنام جامه دران که توی دانشگاه های اجرای سنتی داشتیم کار کردم.

ترانه سرایی

از سال ۸۲ شروع به نوشتن ترانه کردم که ترانه درخت جزو اولین آثار من بود این شعر دغدغه شخصی خودم بود که ورژن جدید این آهنگ برای دفاع از میهنم و خلیج فارس خواندم

حمایت خانواده و اساتید

مسلما پدر ومادرم با حمایت هایی که از من و سایر اعضای خانواده انجام دادند مهم ترین عامل موفقیت مان بوده اند بعد از پدر و مادرم اساتیدی که از آن ها تجربه های هنری آموختم و من را در این مسیر هدایت کردند

از جمله معلم ادبیات دوره ی دبیرستانم و یا اساتیدی که در حوضه ی آواز و یا شعر با آن ها آشنا شدم بی شک همه تاثیر گذار بودند.

شهرت

آلبوم بی‌ سرانجام در سال ۸۷ اولین آلبوم وی بود اما شهرت چشمگیر این شاعر به آلبوم «چشمات» برگردد ترانه ای که یکی از خوانندگان آن سوی آب خواند و به سرعت بین مردم پیچید

«دستم را باز بگذارید، می خواهم بنویسم آغوش» از معروف ترین دفترهای شعر اوست که از سوی انتشارات مروارید منتشر شد

همکاری با خواننده ترکیه

همین امشب از غصه ها میمیرم دوئل من با مورات ککیلی خواننده ترک زبان بود که ترانه ی فارسی اون رو من نوشتم، این دو در ۳۱ مرداد ۹۴ در استانبول کنستر مشترکی برگزار کردند

البته این کنسرت با مجوز وزارت ارشاد در کشور ترکیه برگزار شد، من در آنجا به زبان فارسی خواندم و کار مشترکی که با آقای ککیلی داشتیم خیلی مورد استقبال واقع شد.

نگاه ویژه به زن

رسول زاده ترانه سرایی است که در آثار خود نگاه ویژه ای به زن به عنوان یک محور مهم عاطفی، تربیتی و عاشقانه داشته است که ترانه های «زن زمستون»، «زن» و «مردآشوب» از جمله این آثار است

انزوای هنری

من دچار یک انزوای خاص هنری هستم

خیلی درگیر فضاهای اجتماعی هنر نیستم به دلیل اینکه شیوه زندگی ام اینگونه است، بنابراین ارتباطم با آدم ها خیلی محدود است و با بیشتر دوستان خواننده ارتباطی ندارم

مورد علاقه های خود

خودم ترانه «درخت» را که اثری حماسی است، ترانه «تهران» و «زن» را خیلی دوست دارم
چون این ترانه یک ترانه کاملا عاشقانه اجتماعی است. از سوی دیگر «دستای نامحرم» هم ترانه ای بوده که متاسفانه آن را زندگی کردم

دیدگاه ها

● قیصر امین پور : بخش قابل توجهی از خوبی های شعر
● بابک صحرایی : دوست خوبم و یک ترانه سرای پُرکار
● بابک جهانبخش : رفیق عزیزی که شخصیتش را بسیار دوست دارم.
● ترانه : رنجی که نوشته نمی شود، بلکه آن ‌را می‌کشم. ترانه تقدیر من است.
● کامران رسول زاده : یک موجود بی تعریف که در هیچ جامعه ای تعریف نمی شود حتی در جامعه خودش، تلخ است؛ اما حقیقت است
● شعر : تمام زندگیم است
● موسیقی : اشک دیده من و خون دل شماست

علاقه به راک

به موسیقی راک به خاطر ویژگی های که دارد علاقه زیادی دارم و دوست دارم درنهایت شکل و گونه های مختلف راک را اجرا کنم و به آن بپردازم . در حوزه شعر آثارم بیشتر در حوضه ی شعر آزاد است

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه بهروز مقدم

 

 

بهروز مقدم متولد ۱۱ خرداد ۱۳۶۶ در قزوین، خواننده است

داشنجوی رشته پرستاری می باشد و در حال حاضر نیز بعنوان کمک پرستار در خانه سالمندان کار میکند، می گوید کار کردن با افراد مسن برایم بسیار لذت بخش است

شروع فعالیت

علاقه اش به موسیقی باعث شد که از سن سیزده سالگی به کلاس های سلفژ در تهران برود، بعد از مدتی که به سوئد مهاجرت کرد شروع به یاد گرفتن ساز کیبورد نیز کرده است

ازدواج و همسر

در شهریور ۱۳۹۳ در سوئد با نازنین بهاری که از آبادانی های مهاجرت کرده به این کشور است ازدواج کرده و متاهل می باشد.
زندگی و شغل

بهروز در حال حاضر در شهر اسکیلستونا سوئد با همسر خود زندگی می کند و ضمن اشتغال در خانه سالمندان، در حال تحصیل در رشته پرستاری می باشد

کار کردن با سالمندان

می گوید کار کردن با افراد مسن برایم بسیار لذت بخش است و گاه به گاه در محل کار برای آنها گیتار و پیانو مینوازم و وقتی لبخند را روی صورت آنها می بینم بیشتر از این کار لذت می برم

از سری اول تا دوم استیج

سری اول برنامه استیج اولین تجربه او در مسابقه خوانندگی بوده و با وجود عدم موفقیت سال گذشته، از آن به عنوان تجربه ای فوق العاده و انگیزه ای برای ادامه مسیر و حضور در سری دوم برنامه استیج یاد می کند.

استیج و گروه شهرام آذر

آشنایی با شهرام آذر و حضور در گروه ایشان را افتخار بزرگی دانسته و می گوید :

کار کردن با او انرژی بخش بوده و او انسانی مهربان و دلسوز است که در عین حال سختگیر، رک و جدی است . همکاری با او را بهترین اتفاق در زندگی هنری خود می داند

الگو + ورزش حرفه ای

سیاوش قمیشی و ابی را الگوی خوانندگی خود می داند، رشته ورزشی بیلیارد را به صورت حرفه ای تا به امروز دنبال کرده است و هر سال در لیگ بیلیارد سوئد حضور داشته است

دیدگاه

به هر چیزی فکر کنی و در ذهنت پرورش بدهی خواهی رسید

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه علیرضا صارمی

 

 

 

علیرضا صارمی متولد اسفند ۱۳۶۳ در تهران، خواننده است

تحصیلات متوسطه خود را در هنرستان و در رشته برق سنگین تمام کرده و در دانشگاه نیز موسیقی رشته ساز جهانی خوانده است ، دو برادر بنام های تورج و ایرج و یک خواهر بنام مریم دارد

او به نقاشی، آشپزی و فعالیتهای فنی علاقه مند است

شروع فعالیت

وی گرایش خود به موسیقی را از سن ۹ سالگی به خانواده نشان داد که منتهی به خرید ساز سنتور برای وی شد در نوجوانی، در مسابقه استعدادیابی ستاره مهاجر شرکت کرده و پس از آن با شرکت در کلاسهای موسیقی، صداسازی را به طور جدی دنبال نمود

او به مدت ۵ سال نزد استاد یزدیان به فراگیری سنتور پرداخت و سپس اجراهایی را در دانشگاه علم و صنعت و مدارس مختلف تجربه کرد

از سنتور تا ارگ

پس از مدتی فعالیت هنری متوجه شد به این نوع از موسیقی (سنتور نوازی) علاقه زیادی ندارد و تصمیم گرفت رنگِ کاری خود را عوض کند بنابراین با خرید یک کیبورد ارگ مشغول به فراگیری موسیقی مدرن شد

تشویق خانواده

مشوقین اصلی او در آن دورانِ آغازینِ فراگیریِ موسیقی، پدر و مادر، برادرانش تورج و ایرج و خواهرش مریم) وده اند که تا امروز همواره سعی در همیاری برای پیشبرد اهداف او داشته اند

استودیو شخصی

دوره‌های صدابرداری نزد آقای مجید پوستی‌ (استودیو پائیز) پرداخت و در سال ۱۳۸۶ استودیو شخصی خود، استودیو آفتاب را افتتاح کرده و مشغول به کار شد.

همکاری با بزرگان

او فرصت همکاری با استادان سرشناسی چون سرکار خانم دکتر دبیریان و استاد خرم شاهی را داشت و ماحصل یکی‌ از این همکاریها ضبطِ کلِ کتابهایِ موسیقیِ کودک برای استاد دبیریان می باشد

مهاجرت

مدت دو سال است از سال ۲۰۱۳ که به سوئد مهاجرت کرده است

او در کلاس های پیشرفته هومن خلعتبری شرکت کرد که به عنوان آموزنده برگزیده انتخاب شد. در حال حاضر در زمینه آهنگسازی فعالیت می نماید و در یکی از رادیوهای محلی استکهلم برنامه هفتگی دارد

الگو های هنری و علایق

علیرضا تحت تاثیر خوانندگانی چون ابی، حمید حامی، نیما مسیحا بوده و بزرگترین آرزوی او در زندگی رسیدن به بهتربن نقطه در خوانندگی است او به نقاشی، آشپزی و فعالیتهای فنی علاقه مند است

فعالیت ها

وی پس از اتمام دانشگاه به جز کار در استودیو شخصی خود، به فعالیت در سفارت اتریش به عنوان سرپرست گروه کُرِ قسمت تِنُور زیر نظر کریستین شولتز به مدت ۵ سال پرداخت و اجراهایی پر بار در تالار وحدت، تالار رودکی، سفارت ارمنستان، کلیسای آلمانها و جشنواره موسیقی فجر سال ۹۱ و ۹۲ داشت
حضور در استیج

او در شوی استعداد یابی استیج شبکه من و تو شرکت کرده، مربی او در برنامه استیج رضا روحانی است، و دلیل انتخاب او را شباهت دیدگاه در موسیقی می داند و معتقد است با توجه به پیشینه خانوادگی هنری ایشان، نتیجه خوبی در این برنامه به دست خواهد آورد

آلبوم هم صدا

علاقهٔ او به مردم کشورش و ارتباط با آنها باعث شد به فکر ساختن آلبومی مردمی بنام “هم صدا” بیفتد. در حال حاضر در حال آماده سازی این آلبوم می باشد

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه افشین یداللهی

 

 

 

افشین یداللهی متولد دی ماه ۱۳۴۷ در اصفهان و بزرگ شده تهران است. پدر او از بزرگان شهر ایزدخواست بود و مادر وی نیز اهل اسفرجان است.
وی دکتر روانپزشک (متخصص اعصاب و روان) است که با وجود علاقه به شعر و ترانه به رشته تحصیلی‌اش وفادار مانده و معالجه بیماران را در اولویت کاری‌اش قرار داده است.

آثار مرحوم افشین یداللهی
یداللهی کار حرفه‌ای خود در ترانه‌سرایی را در سال ۱۳۷۶ با سرودن ترانه‌ای در باب شخصیت امام حسین (ع) شروع کرد که با آهنگسازی فؤاد حجازی و خوانندگی خشایار اعتمادی در ارکستر سازمان صداوسیما اجرا شد.

کار دوم وی، ترانه «از فارس تا خزر» با آهنگسازی شادمهر عقیلی و خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا شد. وی برای بسیاری از سریال‌های ماندگار تلویزیونی ترانه سروده است که آخرین آن ساخت ترانه برای سریال معمای شاه بود که ترانه آن از سوی سالار عقیلی خوانده شد.

یداللهی همچنین با خوانندگان مطرح موسیقی ملی و پاپ در آلبوم‌های مختلف همکاری کرده است. ترانه سریال «شب دهم» ساخته حسن فتحی از جمله معروف‌ترین ترانه‌هایی است که با آهنگسازی فردین خلتعبری و صدای علیرضا قربانی شهرت بسزایی یافت.

 

 

بخشی از ترانه شناسی افشین یداللهی

 

ترانه تیتراژ سریال تبریز در مه از سالار عقیلی
ترانه تیتراژ سریال مسیر زاینده رود از احسان خواجه امیری
ترانه تیتراژ سریال کمربندها را ببندیم از فتحعلی اویسی
ترانه تیتراژ سریال غریبانه از احسان خواجه امیری
ترانه تیتراژ سریال میوه ممنوعه از احسان خواجه امیری
ترانه تیتراژ سریال مدار صفر درجه از علیرضا قربانی
ترانه تیتراژ سریال پول کثیف از احسان خواجه امیری
ترانه تیتراژ سریال شب دهم از علیرضا قربانی
و ترانه‌های برای آخرین بار، خیال تو، غریبانه، وقتی که نباشی و… از آلبوم «برای اولین بار» احسان خواجه امیری- ترانه‌های فال، تب تلخ، رفتن از آلبوم فصل تازه از احسان خواجه امیری
ترانه‌های شانس، جدایی، تمومش کنم، باور نمی‌کنم و… از آلبوم سلام آخر احسان خواجه امیری
ترانه شب نقاشی از آلبوم فقط نگاه می‌کنم از حامی
ترانه شب آفتابی از آلبوم نون و دلقک از محمد اصفهانی
ترانه طعنه از آلبوم طعنه خشایار اعتمادی
ترانه با من خطر کن از آلبوم با من خطر کن علیرضا بلوری

 

 

افشین یداللهی و شکل گیری خانه ترانه

 
افشین یداللهی، در سال ۱۳۸۰ با همکاری یغما گلرویی، سعید امیراصلانی، عباس سجادی، محمدرضا حبیبی، افشین سیاهپوش، نیلوفر لاری و… جلساتی را تحت عنوان خانه ترانه به صورت مستقل و وابسته به هیچ ارگانی راه‌اندازی کرد. ابتدا این جلسات در محافل دوستانه به صورت دوره‌ای برگزار می‌شد که به خواندن ترانه، نقد ترانه و جلسات کارگاهی می‌گذشت و به تدریج با هماهنگی‌هایی جلسات خانه ترانه به فرهنگسرای قانون منتقل شد و به علت افزایش تعداد شرکت کنندگان جلسات در سالن آمفی تئاتر فرهنگسرا برگزار شد. اما بهترین جلسات خانه ترانه از نظر کیفیت و کمیت در فرهنگسرای شفق برگزار شده است تا جایی که آهنگسازان مشهوری چون بابک بیات، داریوش تقی پور در آنجا حضور پیدا کردند که فرهنگسرا بعد از مدتی به دلایل نامعلومی همکاری‌اش را با خانه ترانه قطع کرد و خانه ترانه، ۹ ماه را در خاموشی به سر برد تا اینکه دوباره جلسات در سالن آمفی تئاتر بیمارستان امام خمینی (ره) برگزار شد و بعد به ترتیب دوباره به فرهنگسرای شفق، دانشجو و… رفت و مدتی در مرکز همایش‌های شهید قندی در خیابان شریعتی و زمانی هم در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شد.

افشین یداللهی هدف از گردهمایی خانه ترانه را این گونه عنوان می‌کند: “هیچ گاه ترانه جدی گرفته نشده، نقد و بررسی انجام داده نشده، ما می‌خواستیم بچه‌های علاقه مند و ترانه سراها دور هم جمع شوند، ترانه‌ها را بشنوند و از تجربیات دیگران استفاده کنند و در واقع به گردهمایی برای تبادل نظر بین ترانه سرایان تبدیل شود و خوانندگان و آهنگسازان بتوانند بدون واسطه از خود شخص ترانه سرا، ترانه ای را که علاقه مند هستند، بگیرند.

 

درگذشت افشین یداللهی
افشین یدللهی روز سه شنبه ۲۴ اسفند ماه در راه بازگشت از شهر هشتگرد به تهران دچار سانحه تصادف شد و دارفانی را وداع گفت.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه محمد معتمدی

 

 

محمد معتمدی، متولد دوم مهر ماه ۱۳۵۷

او فراگیری آواز و همچنین ساز نی را به صورت خودآموز از همان سنین نوجوانی آغاز نمود. از سال ۱۳۷۶ شروع به فراگیری شیوه آواز «سید حسین طاهر زاده» نزد هنرمند ارجمند، «حمیدرضا نوربخش» نمود.

او همچنین به سبب علاقه‌ای که به مکتب آواز اصفهان داشت به طور موازی به تمرین و الگوبرداری از آواز اساتیدی چون «تاج اصفهانی» و «ادیب خوانساری» پرداخت و در این مسیر از راهنمایی اساتید بزرگواری چون زنده یاد دکتر «حسین عمومی» و جناب «علی‌اصغر شاه‌زیدی» بی بهره نبوده است.

او تاکنون با گروه‌های متعددی فعالیت داشته که از جمله آنها می‌توان به گروه خورشید (مجید درخشانی)، همنوازان شیدا (محمدرضا لطفی)، ارکستر ملی ایران (فرهاد فخرالدینی)، و گروه همنوازان مهر (که خود وی آن را تاسیس نموده است) اشاره نمود.

جوایز
کسپوی موسیقی «بابل مد» که همه ساله در شهر مارسی فرانسه برگزار می‌شود، عهده دار اهدای جایزه سال رادیو فرانسه است. در سال ۲۰۱۳ ضمن معرفی محمد معتمدی به عنوان، چهره برگزیده سال، جایزه «فرانس موزیک» را نیز به وی اهدا کرد.

او تا کنون کنسرت های متعددی در ایران و جهان اجرا نموده که میتوان از آن جمله به موارد زیر اشاره نمود:

کنسرت بداهه خوانی در تئاتر شهر پاریس
کنسرت در کاخ تاریخی ورسای فرانسه
کنسرت در تاتر رازا- اوترخت، تروپن تئاتر- آمستردام (هلند)
کنسرت در کنسرواتوار موسیقی رم-ایتالیا
شرکت در فستیوال جهانی صوفی موزیک در کراچی- پاکستان
شرکت درفستیوال بین المللی مقام در کشور آذر بایجان
کنسرت در مقر اصلی یونسکو- پاریس

و کنسرت های داخلی به اتفاق گروه خورشید، همنوازان شیدا، همنوازان مهر و ارکستر موسیقی ملی

و بسیاری کنسرت های دیگر…

همچنین آثار منتشر شده وی عبارتند از:

۱- وطنم ایران (محمدرضا لطفی و همنوازان شیدا – ۱۳۸۷)
۲- بودن و سرودن (مجید درخشانی و گروه خورشید – ۱۳۸۷)
۳- آلبوم تصویری کنسرت دشتی- وطنم ایران (محمدرضا لطفی و گروه های سه گانه شیدا – ۱۳۸۷)
۴-آلبوم تصویری اپرای عاشورا (بهزاد عبدی – بهروز غریب پور- ۱۳۸۷)
۵-صوفی (محمد معتمدی – سینا جهان آبادی – حسین رضایی نیا – ۱۳۸۸)
۶-آلبوم تصویری اپرای مولوی (بهزاد عبدی – بهروز غریب پور- ۱۳۸۸)
۷- یادواره عارف قزوینی (محمدرضا لطفی وهمنوازان شیدا – ۱۳۸۸)
۸- ای عاشقان (محمدرضا لطفی و بانوان شیدا – ۱۳۸۸)
۹- آلبوم تصویری کنسرت چاوش ۸ – ایران ای سرای امید (محمدرضا لطفی و همنوازان شیدا – ۱۳۸۸)
۱۰- سایه جان (محمد رضا لطفی و همنوازان شیدا – ۱۳۹۰)
۱۱- گاهی سه گاهی (پویا سرایی – ۱۳۹۱)
۱۲- سراسر مه (آرش کامور – ۱۳۹۲)
۱۳- دورها آوایی‌ست (مهدی تیموری – ۱۳۹۴)
۱۴- عبور (علی قمصری – ۱۳۹۴)
۱۵- عشقیم‌گل (حسین علیزاده – ۱۳۹۴)

******

 

 

مصاحبه با محمد معتمدی

محمد معتمدی خواننده جوان موسیقی ایرانی که از شاگردان حمیدرضا نوربخش محسوب می شود به سبب علاقه‌ای که به مکتب آواز اصفهان داشت از ابتدای شروع فعالیت هنری اش به تمرین و الگوبرداری از آواز اساتیدی چون تاج اصفهانی و ادیب خوانساری پرداخت و در این مسیر از راهنمایی اساتیدی چون زنده یاد حسین عمومی و علی‌اصغر شاه‌زیدی بی بهره نبوده است.

معتمدی تاکنون با گروه‌هایی چون گروه خورشید (به سرپرستی مجید درخشانی)، همنوازان شیدا (به سرپرستی محمدرضا لطفی)، ارکستر ملی ایران (به سرپرستی فرهاد فخرالدینی)، اپرای عاشورا و مولوی (به سرپرستی بهروز غریب‌پور) و گروه همنوازان مهر (که توسط خود وی تشکیل شد) به عنوان خواننده همکاری داشته و در نوازندگی نی هم دستی دارد که از دوران نوجوانی این ساز را به صورت خودآموز فراگرفته است.

او از نسل جوان خوانندگان موسیقی اصیل امروز ایران است که اخیرا هم در کنسرت برف خوانی به آهنگسازی علی قمصری به عنوان خواننده حضور داشت و نشان داد آوازخوان آتیه داریست، به همین بهانه مصاحبه ای را با او انجام دادیم که در ادامه می توانید آنرا مطالعه کنید. (لازم به ذکر است امین موسوی هم در طرح چند سوال از مصاحبه مشارکت داشته است)

 

 

آقای معتمدی نزدیک سه سال است با گروه بازسازی شده ی شیدا که بعد از حضور دوباره محمد رضا لطفی در ایران تشکیل شد همکاری می کنید و نخستین اثر این گروه با نام «وطنم ایران» نیز سال ۸۷ با صدای شما منتشر و با استقبال خوبی هم روبرو شد، حال بعد از گذشت سه سال فکر می کنید موفقیت های شما در این گروه، چقدر تحت الشعاع نام بزرگ محمد رضا لطفی و گروه شیدا قرار گرفته است؟

ببینید، گروه شیدا یکی از پر سابقه ترین گروه های موسیقی ایران است و خوانندگانی که با این گروه همکاری داشته اند الان هر کدام از مفاخر و پیشکسوتان آواز این سرزمین هستند.

حضور بنده در این گروه با دعوت جناب لطفی در سال ۸۶ آغاز شد. البته چون بعضی دوستان همیشه در این مورد می پرسند باید یادآوری کنم بنده از هنرجویان کلاس آواز جناب لطفی نبودم و ایشان طبق صلاحدید خودشان از بنده برای همکاری دعوت کردند. بنده هم با کمال میل پذیرفتم. اوایل حضور بنده در گروه شیدا ایشان خیلی بنده را مورد لطف و حمایت خود قرار دادند، من هم در حد توان برای گروه شیدا کم نگذاشتم و کار من نیز تقریبا” مورد عنایت عزیزان و مخاطبان موسیقی قرار گرفت. باید این را در نظر داشت که سابقه بنده در موسیقی با سابقه کسی مثل جناب لطفی قابل مقایسه نیست و با این کسوت و سابقه ای که ایشان در موسیقی داشتند طبیعی بود که نام من تحت تاثیر نام ایشان قرار گیرد ولی به مرور احساس کردم که آن طور هم که شایسته خود می دانستم مورد حمایت قرار نگرفتم. البته باید یک نکته را همیشه در خاطر داشته باشیم که لطفی شخصیتی بزرگ و جریان ساز در موسیقی ایران است و بنده هم با همین رویکرد و با عشق و احترامی خاص نسبت به ایشان این مساله را آنالیز نمودم. در مجموع چون بودن با لطفی را دوست داشتم به این چیز ها با اغماض برخورد کردم. ضمن اینکه ایشان روی آواز بنده ناثیر گذاشتند و این را نباید انکار کرد.

 

 

شنیدم تمایل دارید از گروه شیدا جدا شوید، تا چه اندازه این موضوع جدی است؟

نه بحث جدایی نیست، فقط فعلا” مشغول کارهای عقب افتاده ی خودم هستم. ولی با توجه به احساس مسؤولیت و دینی که نسبت به گروه شیدا و جناب لطفی دارم چنانچه نیازی به حضور بنده باشد کوتاهی نخواهم کرد. ضمن اینکه شاید مدتی خارج از کشور باشم که در این صورت مدتی در کنار گروه شیدا نخواهم بود.

“فضای حاکم بر موسیقی در ایران چندان که باید و شاید سالم نیست. اینجا از پیشرفت شما خوشحال نمی شوند. اگر نقطه ضعفی داشته باشی آنرا می بینند و هزار برابرش می کنند و در جهت تخریبت از آن استفاده می کنند. اگر هم چیزی پیدا نکنند خود را به ندیدن و نشنیدن می زنند انگار که اصلا” کار شما را ندیده اند و نشنیده اند”

 

 

پس مدتی را در ایران نخواهید بود، با توجه به تجریه ی فراوانی که در اجرای کنسرت در خارج از کشور دارید و مشکلات و سنگ اندازی هایی که در داخل کشور در مقابل هنرمندان موسیقی می شود تا کنون به فکر بوده اید که فعالیت های حرفه ای خودتان را برای همیشه در خارج از ایران پیگیری کنید؟

من هر سال کنسرت های متعددی خارج از ایران دارم. همه تلاشم را هم در این زمینه می کنم و از اینکه پیام فرهنگی یک ملتی از حنجره من به گوش مردم دیگر کشورها می رسد به خود می بالم. ولی با همه اینها خواندن در ایران چیز دیگریست. ما از این خاک هستیم. سرشت ما از این خاک و از این سرزمین است. ما در میان همین مردم موسیقی را آموخته ایم. به همین خاطر بنده شخصا” تا بحال همه تمرکزم به کار در ایران بوده. ولی فعالیت در جایی دیگر هم سالهاست گوشه ای از ذهنم را گرفته. چون گاهی اوقات از خیلی چیزها در اینجا خسته می شوم. خیلی چیزها انرژی آدم را می گیرد. منظورم صرفا” بخش دولتی نیست. فضای حاکم بر موسیقی در ایران چندان که باید و شاید سالم نیست. بنده طی این سالها که اینجا فعالیت کرده ام چیزهای عجیبی دیده ام که باورش برای کسانی که خارج از این گود هستند شاید سخت باشد. اینجا انگار از پیشرفت شما خوشحال نمی شوند. اگر نقطه ضعفی داشته باشی آنرا می بینند و هزار برابرش می کنند و در جهت تخریبت از آن استفاده می کنند. اگر هم چیزی پیدا نکنند که از شما ایراد بگیرند خود را به ندیدن و نشنیدن می زنند انگار که اصلا” کار شما را ندیده اند و نشنیده اند. ولی ما دیگر گوشمان به این حرف ها بدهکار نیست. قسمت هرچه باشد همان است. موسیقی ما را به هر کجا بکشد خواهیم رفت.

 

 

فکر می کنید همین فضای مسمومی که در اهالی موسیقی به وجود آمده مهمترین دلیل در ضعف موسیقی سنتی و ایرانی ما نبوده است؟ فکر می کنید واقعا علت از بین رفتن تدریجی خصیصه های نیکوی انسانی در بین اهالی موسیقی از کجا ناشی می شود؟

موسیقی از درون انسانها سرچشمه می گیرد. شما وقتی درونی پر از مهر و عشق و صفا داشته باشید به همان میزان موسیقی تان هم دلنشین خواهد بود. اگر در ضمیر شما صفات زیبا کم رنگ شوند صفای موسیقی شما هم کم خواهد شد. این یک واقعیت است.

حال این که شما می پرسید چرا این صفات نیکو کم رنگ می شوند یک بحث جامعه شناسی لازم دارد. ولی مطمئنم یکی از علل آن، مسایل و دغدغه های مالی است و این زمانی اتفاق می افتد که در یک فضای محدود شما برای کسب در آمد بیشتر، مجاب به حذف رقبا و یا ضربه زدن به آنان باشید. البته در موسیقی ما بیشمارند افراد نازنین و نیکو صفت. خدای نکرده بحث مرا کلی برداشت نکنید. کسانی در موسیقی ما هستند که واقعا” برای همه انسانها می توانند الگوی اخلاق و منش انسانی باشند. ولی خب، آدم ها همه یک جور نیستند.

 

 

در مورد گروه همنوازان مهر توضیح دهید و اینکه به چه دلیل فعالیت های این گروه متوقف شد؟

تشکیل یک گروه کار ساده ای نیست هم شرایطی لازم دارد و هم مسوولیت هایی می آورد. بنده چهار سال پیش گروه همنوازان مهر را تشکیل دادم. خب اهداف و انگیزه هایی داشتم. اما پس از اولین کنسرت به این نتیجه رسیدم که باید در ترکیب گروه و نوع نگرش آن تجدید نظر کنم. در وحله اول اعضای یک گروه باید دارای یک تفکر و دیدگاه مشترک در موسیقی باشند. دوم اینکه به دلیل شرایط خاص موسیقی در ایران اگر عشق و همدلی نباشد نمی توان کار مداوم انجام داد. به هر حال مواردی بود که به اهداف بنده از تشکیل یک گروه نزدیک نبود. به همین خاطر فعالیت آن گروه را فعلا” متوقف کرده ام. البته آن کارها را با هزینه شخصی خودم ضبط کردیم که به زودی منتشر خواهیم کرد. ولی به زودی متناسب با سلیقه و تجربه خودم و ترکیبی متفاوت گروه را مجددا” فعال خواهم کرد. اگر خدا بخواهد هم در ایران و هم در دیگر کشورها کنسرت خواهیم داد. البته تکیه اصلی را بر تولید خواهم گذاشت. تولید کارهایی که قابلیت ماندگاری را داشته باشند و به امید خدا و به لطف استقبال مردم موفق خواهیم شد.

 

 

خب از این بحث فاصله بگیریم، شما با اپرای مولوی در نقش مولانا همکاری داشته اید و تا جایی که بنده خبر دارم این کار دومین تجریه شما به عنوان خوانندگی اپرا بود، از تجربه حضور در این اپرا صحبت کنید و بگویید چه شد که به گروه پیوستید؟ و نتیجه این تجربه را چطور می بینید؟

در ایران اینگونه کارها بطور جدی و در این سطح سابقه ای ندارد. اولین بار که در اپرای عاشورا دعوت به همکاری شدم برایم بسیار جالب بود. البته چون بنده در زمینه کارگردانی تحصیل کرده ام دوست داشتم از تجربیاتم در آن زمینه هم استفاده کنم و این فرصت خوبی بود. چون شما اینجا فقط با موسیقی و آواز سر و کار ندارید. اینجا باید درام را بشناسید. باید شخصیت را بشناسید و بتوانید آن را خلق کنید. از آهنگساز فرصت خواستم و تا مدت ها انواع اپرا را تماشا می کردم. سپس در بین شخصیت های آن کار بالاخره نقش حر را انتخاب نمودم چون احساس کردم می توانم یک شخصیت مناسب برایش خلق کنم. از نتیجه کارم هم راضی هستم. دوست دارم آن کار را اگر نشنیده اید، بشنوید.

در مورد اپرای مولوی هم خب با تجربه ای که از اپرای عاشورا داشتم نقش مولوی را پذیرفتم. برای آن هم مدت ها روی شخصیت مولوی مطالعه داشتم. می خواستم ببینم مولوی چه طور انسانی و با چه شرایط روحی و حتی ظاهری بوده. بعد با یک تصوری که از مولوی به دست آوردم وارد کار شدم و ضبط کار را شروع کردیم. ضبط آواز بنده در آن کار پس از دو روز تمام شد و خیلی انرژی خوبی برایم داشت. از نتیجه کار هم راضی هستم. البته هیچ وقت فکر نمی کنم کاری که کرده ام ایده آل بوده ولی فکر می کنم در آینده می توانم به این اجرا افتخار کنم.

“مسؤولین یک شهر برای ساز زدنت حلقه گل به گردن شما می اندازند و در شهری دیگر به خاطر ساز زدن تنبیه و تکفیرت می کنند. اگر موسیقی حلال است پس چه فرقی بین مشهد و قم و تهران وجود دارد که مثلا در مشهد موسیقی حرام و در تهران بلا اشکال است. یا اگر حرام است چه فرقی بین نوازنده ی زن و نوازنده ی مرد است که در بعضی جاها به خانم ها مجوز کنسرت نمی دهند. اینها همه ابهام است. در حوزه فقهی هنوز خیلی موارد موسیقی شفاف و برابر با یک قانون صریح و روشن نیست”

 

 

در رابطه با گلایه ای که از طرف شما در اعتراض به شیوه تبلیغات اپرای مولوی در خبرگزاری ها منتشر شد صحبت کنید، فکر نمی کنید انتشار این نامه از روی کم تجربگی بود؟ به نظرم سوء برداشت هایی از این گلایه ها شد که شاید جالب نبود.

دوست ندارم زیاد در این رابطه صحبت کنم چون موضوع کمی خاص است چرا که اگر کمی بی احتیاط صحبت کنید از حرفتان سوء برداشت می شود. ببینید شما اگر به هنرتان به طور جدی نگاه می کنید باید از همه چیز دست بکشید و عمر و زندگیتان را وقف هنر کنید و اگر هم این کار را کردید باید همواره ضمن حرکت و فعالیت در آن مسیر نگهبان و پاسدار هنر خود و جایگاه خود هم باشید.

از دید بنده نگارش آن نامه نه تنها اشتباه نبود بلکه کار بسیار صحیح و درستی هم بود. کار اشتباه را دیگران کرده بودند و در برابر اشتباه دیگران سکوت کردن به نوعی تایید اشتباه آنهاست. بنده فقط از جایگاه خودم دفاع کردم که باید هم می کردم. ما ملت گاهی به مظلوم بودن و بی سر و صدا بودن افتخار می کنیم ولی این اشتباه است. سکوت همیشه پسندیده نیست. ولی وقتی حرف زدید مهم آن است که چه چیزی می گویید. من هم گمان نمی کنم حرف بد یا ناشایستی زده باشم. اگر هم دنبال پاسخ دیگری از منظری دیگر هستید باید بگویم ارادت بنده به همایون شجریان از بدیهیات است و همه هم می دانند. اگر از من بپرسید در میان خوانندگان هم نسل با صدای چه کسی ارتباط بیشتری دارید جواب اولم همایون است. ضمن اینکه ایشان به لحاظ صفات اخلاقی و انسانی هم در جایگاه بسیار بالایی هستند. خیلی از هنرمندان را بهتر است فقط کارشان را گوش بدهید چون اگر از نزدیک با آنها معاشرت کنید از هنرشان دلزده می شوید. ولی همایون دقیقا” بر عکس است. یعنی اگر از نزدیک با او معاشرت داشته باشید از کارش چندین برابر لذت خواهید برد. اصلا” شما گفتگوی شمس و مولانا در اپرا را ببینید. بنده با تمام وجودم برای شمس می خوانم. اگر در احساس بنده به ایشان کمی ناخالصی بود محال بود که کار آنگونه از آب در بیاید. برای من هم انتشار آن نامه سخت بود چون از سوء برداشت ها می ترسیدم. ولی باید این کار را می کردم و اعتراضم هم به کسان دیگری بود. یک طبع سلیم و منصف برداشت بدی از آن نامه نمی کند. سوء برداشت ها معمولا” از سوء نظرها و غرض ورزی ها ناشی می شود.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۴ دی ۱۳۹۵ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه روزبه بمانی

 

 

-روزبه بمانی : متولد ۷ آذر ۱۳۵۷ در تهران

rروزبه بمانی فعالیت هنری خود را با کمک بهروز صفاریان، آغاز کرده و سابقه همکاری با هنرمندان نامی ایران از جمله: کاوه یغمایی، احسان خواجه‌امیری، محسن چاووشی، فرزاد فرزین، محمد اصفهانی و مهدی یراحی و … را دارا می‌باشد.

روزبه در خانواده‌ای متولد شد که هیچ پیشینه هنری ندارد اما به گفته خود او به هنر علاقه‌مند است. او در جوانی فوتبال را به طور جدی دنبال می‌کرد تا جایی که به اردوی تیم ملی جوانان ایران دعوت شد. اما او فوتبالش را ادامه نداد و به تحصیل در رشته مهندسی متالوژی مشغول شد. پس از مدتی از تحصیل در این رشته انصراف داد و دانشجوی رشته مهندسی نرم‌افزار شد. او در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی مهندسی نرم‌افزار و همچنین کارشناسی ادبیات فارسی می‌باشد.

 

فعالیت حرفه‌ای
بمانی از نوجوانی به حافظ و سعدی علاقه داشت. او رفته رفته به شعر نو علاقه‌مند شد و آثار اخوان ثالث و فروغ را خواند. در ۱۸ سالگی اولین شعر خود را در قالب شعر نو و تحت تاثیر اشعار سهراب و شاملو نوشت و در ۱۹ سالگی اولین ترانه‌اش را سرود. وی در سال‌های فعالیتش با بسیاری از خوانندگان مشهور ایران کار کرده و چند بار در نظرسنجی‌های معتبر به عنوان «بهترین ترانه سرای سال» دست یافته است.

خوانندگی
به گفته خودش علاقه‌ای به خوانندگی ندارد و تنها در جوانی وسوسه برخی ترانه‌ها وی را به خوانندگی ترغیب می‌کرد. در سال ۱۳۸۵ ترانه منو زیر سایه خودت بگیر (سروده خودش) را با همکاری نیما مسیحا و مهدی یراحی اجرا نمود. در سال ۱۳۸۶ تیتراژ برنامه شب شیشه‌ای با ترانه‌ای از خودش اجرا نمود. همچنین پس از زلزله سال ۱۳۹۱ آذربایجان دکلمه آوار را به مردم این استان تقدیم کرد.

حضور در تئاتر
روزبه بمانی که به گفتهٔ خود در دوران نوجوانی نیز تجربه‌های زیادی در حوزه تئاتر داشته، در نمایش «کسی نیست همه داستان‌ها را به یاد آورد» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی رضا حداد در ماه شهریور و مهر ۱۳۹۳ در تماشاخانهٔ ایران‌شهر به ایفای نقش پرداخت. این نمایش پیش از این در سال ۱۳۸۲ در تالار قشقایی مجموعهٔ تئاتر شهر به صحنه رفت و پس از آن نیز در کشورهای مختلف اجرا شد.

*****

 

نظر شما را به مصاحبه ای با روزبه بمانی جلب می نماییم :

 

• لطفا یه خلاصه از بیوگرافی خودتون رو بگید

روزبه بمانی متولد ۷ آذر ۱۳۵۷ در تهران، متاهل هم هستم. در خانواده کسی به صورت حرفه‌ای و جدی هنرمند نیست ولی به هنر خیلی علاقه‌مند هستند. البته خودم بیشتر به ورزش علاقه داشتم؛ سال‌ها فوتبال بازی می‌کردم تا مقطع تیم ملی جوانان. اما به دلیل مسائل درسی اون موقع که دانشگاه قبول شدم دیگه نتونستم ادامه بدم یعنی در اصل اشتباه کردم که ادامه ندادم! و کماکان افسوس می‌خورم. وارد داشنگاه شدم، ابتدا رشته متالوژی قبول شدم؛ بعد انصراف دادم و رشته کامپیوتر را ادامه دادم که اواخر رشته کامپیوتر شاخه نرم افزار، ادبیات هم قبول شدم و هنوز هم دارم این رشته را می‌خونم و در واقع به خاطر مشغله‌هایی که داشتم کمی طول کشید و هنوز تموم نشده و دانشجوی رشته ادبیات هستم.

 

 

● چی شد به شعر علاقه‌مند شدید؟

از سن خیلی کم، علاقه داشتم به شعر. از شاعرهای کلاسیک بیشتر شعر می‌خوندم. اولین شاعری هم که ازش شعر خوندم، و مثل خیلی دیگه از ایرانی‌ها به دلیل دلبستگی و شرایط عاطفی خاصی که به غزلیات عاشقانه دارم با حافظ شروع کردم و بعد از اون سعدی. در یک دوره طولانی من فقط شعر کلاسیک می‌خوندم. شاید از ۱۲ سالگی و به طور جدی از ۱۳-۱۴ سالگی شعر حافظ، شعر سعدی، شعر صائب و یه کم که بزرگتر که شدم، شروع علاقه‌مند شدم به شعر نو. که در واقع شعر نو را هم با فریدون مشیری در اثر یک اتفاق که یکی از دوستام کتابش را به من داد شروع کردم.

بعد از اینکه دفترهای مشیری رو خوندم، یادمه به سهراب سپهری دلبستگی زیادی داشتم. در طی این روند اخوان رو خوندم. در شعر فروغ دلبستگی بیشتری البته به کارهای آخرش –نه به چهار پاره‌هاش- چون اعتقادم بر اینه که فروغ وقتی که شاعر شد از دنیا رفت. در این مسیر با شاعرهایی مثل نادرپور، سیمین بهبهانی که در اون موقع بیشتر سعی می‌کردم بیشتر لذت ببرم از شعر خوندن ولی جایی که به شاملو رسیدم توقف طولانی داشتم چون زیاد شعر دیگه‌ای ارضام نمی‌کرد. البته در شعر سپید دیگه من جدا شدم از شعر نو. و بیشتر کارهایی که در این اواخر دوست دارم شعری بخونم و انرژی مضاعف بگیرم از کارهای شاملو، نصرت رحمانی و از شاعرهای کلاسیک به شدت از مولاناست.

چون مولانا گنجینه‌ی تمام نشدنی است. و به واقع من حالتی که به دلیل رشته‌ام خیلی از شعرهای شعرای کلاسیک را خوندم، می‌تونم بگم نیرو و انرژی بی‌نظیر و خارق العاده‌ای داره و به واقع هر چه بیشتر درش وارد می‌شید، بیشتر غرق می‌شید. و سعی می‌کنم لذت ببرم از این گنجینه‌ای در فرهنگ و ادب ما وجود داره و همیشه افتخار می‌کنم در کشوری به دنیا اومدم که چنین استوره‌هایی داره.

 

 

● اولین شعرتون را چه زمانی گفتید؟

نوشتن رو در سن ۱۷-۱۸ سالگی با شعر نو شروع کردم. شعرهای ابتدایی هم به واسطه‌ی دلبستگی‌هایی که آدم به شاعرهای قبلی داره، در یک دوره‌ای شعرهام بیشتر شبیه سهراب بود، در یک دوره‌ای شبیه فروغ بود، در یک دوره‌ای شبیه شاملو. به تعبیر خود شاملو که می‌گه;کسانی که شعر رو شروع می‌کنن مثل کودکانی هستند که تازه می‌خوان سرپا بیاستند و سعی می‌کنن از هر وسیله‌ی دور و برشون استفاده می‌کنن تا بتونن وایسند. و من هم همینگونه بودم و به طور خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تاثیر این شاعرهایی بودم که ازشون لذت می‌بردم.

بعد از یه مدتی به شعر سپید علاقه پیدا کردم، مدتی شعر سپید می‌نوشتم تا رسیدم به ژانر ترانه. شاید اولین ترانه‌ام رو در سن ۱۹ سالگی نوشتم. ترانه‌ی خیلی ساده‌ای بود که از پختگی چندانی هم برخوردار نبود ولی ترانه‌ای کاملاً حسی بود. شاید وجه اشتراک امروزم با اولین ترانه‌ام اینه که هنوزم احساس می‌کنم ترانه شعری است احساسی و برپایه احساس و شما تکنیک را به طور غریزی و ناخودآگاه باید ازش استفاده کنی. یعنی به قوامی در تکنیک برسی که به طور نامحسوس و بدون اینکه بخوای خودبه‌خود اعمال بشه. اما احساس باید در لحظه لحظه‌ش باید باشه. و این تعریفی نیست که من از ترانه دارم.

 

 

● شما ترانه را چطور تعریف می‌کنید؟

در یونان باستان که خیلی‌ها بر این اعتقادن که ترانه از اونجا می‌یاد، حدود هزاران سال پیش به قطعاتی که با سازی که در بزم‌های شاهانه و در مهمانی‌های مجلل به شعرهایی که چند ویژگی داشته که اولین این بوده که کوتاه بوده، یکی اینکه به شدت بیانگر احساسات شاعر بوده و دیگری با سازی به نام لیر اجرا می‌شده می‌گفتند لیریک (Lyric) یا ترانه؛ که امروز هم ما در خیلی از کارها می‌بینیم که در معرفی اثر به کلام یا ترانه همون لیریک (Lyric) رو می‌گن. در واقع این یکی از مباحثی است که در تعریف ترانه فکر کنم سال‌هاست ثابت مونده و امروز هم ترانه شعری‌ست که بیانگر احساسات باشه، شعری‌ست که با ساز و در تلفیق با موسیقی اجرا می‌شه. اما به طور قطع و یقیین دامنه‌ی تعریف ترانه در جهان بسیار وسیع شده و در کشور ما هم همین‌طور.

تفاوتی که وجود داره کشور ما به واسطه‌ی ما صاحب ادبیات هستیم و ادبیات غنی داریم، فرم خاص خودمون رو داریم. اینکه ما در ادبیات وزن داریم به شکلی که فقط با ادبیات عرب قابل مقایسه هست و نه با دیگر کشورهای جهان. یک تعابیر منحصر به خود ما هم در ترانه‌مون وجود داره. اما باید بپذیریم که من زیباترین تعریفی که برای ترانه می‌دونم، تعریف یک بزرگیست که می‌گه ترانه کولی ادبیات جهانه، که هر روز پا به سرزمین جدیدی می‌ذاره بدون اونکه سرزمین‌های قبلی که وارد شده را انکار کنه. ادبیات ما هم شاید چیزی را که مثلا ۵۰ سال پیش بهش می‌گفتیم ترانه، امروز با ذائقه مردم ما کوچک‌ترین ارتباطی نداشته باشه. چون زبان عوض شده، فرهنگ عوض شده، جامعه‌ی ما جامعه‌ی دیگری شده، احتیاجات زمان هم باید در نظر بگیریم. در کل بحث اینکه چه چیزی ترانه هست در کشور ما هنوز تعریف مشخصی نداره.

پس اینکه هر کسی می‌تونه بگه برای خودش تعریف مخصوص به خودش را داره، من فقط می‌تونم در مورد ترانه این رو متذکر بشم که ترانه یک گونه‌ی شعری است. اینکه خیلی از دوستان اینو هم منکر می‌شن، در غیر اینصورت هر متنی در جهان که بشه روش ملودی گذاشت – و میشه این کار را هم کرد – پس می‌شه گفت هر متنی و هر نوشته‌ای در جهان می‌تونه ترانه باشه حال که اینطور نیست. حداقال در فرهنگ ما ترانه متنی است ادبی و یک گونه‌ی شعری که می‌تونه با موسیقی تلفیق بشه، می‌تونه وزن و قافیه هم نداشته باشه؛ ولی به فرض اگر شما روی متن یک صفحه روزنامه ملودی بذاری این ترانه نیست. روی چندتا فحش چندها ملودی بذاری این ترانه نمیشه. متاسفانه کاریست که امروزه بسیار زیاد انجام میشه و در موسیقی زیرزمینی پخش هم میشه.

 

 

● نظرتون در مورد ترانه‌های امروزی چیه؟

در مورد ترانه‌ی امروز اگر بخواهیم صحبت کنیم، مبحث بسیار گسترده‌ایست. ترانه‌ی امروز ما باید بدونیم درباره‌ی کدوم قسمتش صحبت کنیم. کدوم جغرافیاش. ما تنها کشوری هستیم که ۳ گونه ترانه از نظر انتشار داریم. ترانه‌ی داخل ایران که با مجوزها و فیلترهای وزارت ارشاد بیرون میاد، ترانه‌ی خارج از ایران که با ترانه‌ی لس‌آنجلسی معروف است و ترانه‌های زیرزمینی یا همون اینترنتی که از طریق اینترنت و به صورت غیر مجاز میاد بیرون. هر کدوم از اینها دارن روی کارشون ادامه می‌دن و هر کدوم طرف‌دارهای خودشون رو دارن، نقاط ضعف و قدرت خودشون رو هم دارن.

اما اگر بخواهیم از ترانه داخل ایران شروع کنیم؛ ترانه‌ای ما داریم در ایران دنبال می‌کنیم، متاسفانه تحت تاثیر جریانات زیادی امروز دیگه ترانه‌ی خیلی پویایی نیست. اینکه ما امروز با مخاطبی طرف هستیم که به شدت سطح سلیقه‌ش به شدت پایین اومده – یا پایین آوردیم – و این روندی بودی که در طی سالیان سال انجام شده، نمی‌تونیم بگیم منحصر به این ۱ یا ۲ یا ۵ سال هست. همانطور که می‌دونید کار فرهنگی کاری نیست که در ۲ یا ۳ یا ۴ سال جواب بده. این پروژه‌ی چندین ساله‌ای بوده که امروز داره خودش رو نشون می‌ده. و اینکه بعضی وقتا آدم باورش نمی‌شه که این مخاطب همان مخاطبی هست که ما ۳۰ سال پیش هم ترانه‌هایی رو می‌گفتیم کاملا ۱۸۰ درجه با مضامین امروزی فرق داشت و گوش می‌دادن و استقبال می‌کردن. باید پذیرفت که زمونه عوض شده. ما موسیقی دنیا را در دهه ۷۰ یا دهه ۵۰ شمسی خودمون رو در اوج می‌بینیم که دلایل مخصوص به خودش رو داره.

مثل اوج گیری حزب‌ها و توده‌ها در همه‌ی دنیا مثل کومونسیم که در مجاورت خود ما بود که نصف دنیا را تسخیر کرده بود و قطعا ازحابی که جلوی اونها قرار می‌گرفتن برای بیان اعتقادات خودشون به هنر احتیاج داشتند. یکی از این هنرها که خیلی به اونها کمک می‌کرد موسیقی بود؛ و موزیسین‌ها و ترانه‌سراها که می‌تونستند به طور نظری بیان کنند. ما می‌بینیم که مردم در اون موقع به شدت استقبال می‌کنن و حکومت‌ها هم به شدت استقبال می‌کنن. به واسطه‌ی اینکه در ترانه پیام می‌دن به مردم، به مردم آگاهی می‌دن. و اینکه مردم احساس می‌کنن تعیین کننده و سرنوشت‌سازن در شرایط اجتماعی‌شون. اینه که این‌گونه ترانه‌ها به شدت در بین مردم جایگاه داره و خودش رو نشون می‌ده. دقیقا قطب مخالفش امروز هست که مردم اساساً از فکرکردن خسته هستند. این مخصوص کشور ما نیست. اگر در لیست ۵۰ آلبوم پرفروش کشورهای اروپایی و آمریکا حداقل می‌تونیم به ۳۰-۳۵ آلبوم و بعضی مواقع بیشتر از این اشاره کنیم که فاقد هیچ‌گونه ارزش کلامی هستند.

کارهایی هستند که هیچ ارزش کلامی ندارند بلکه به طور واضح از اول تا آخرش فقط فحش می‌ده اما کارهای بسیار پرفروشی‌ست. شاید مردم از این ور لب بوم افتادن؛ یعنی زیاد حوصله‌ی تفکر ندارن. دوست دارن در شعر به سرعت به اون چیزی و به اون معنایی که دوست دارن برسن. چون عصر، عصر سرعت و زود نتیجه گرفتن است. امروز در لذت‌های نامشروع بشر هم ما می‌بینیم که سرعت حرف اول رو می‌زنه، یعنی اگر قدیم یه نفر ۲۰ سال مواد مخدر مصرف می‌کرد تا اثراتش را در درون خودش ببینه، امروز قرص اکستازی در ۱۵ دقیقه همون کار رو می‌کنه. عین همین موارد در لذت‌های مشروع مردم که یکیش هنر و موسیقی است، به عینه وجود داره. در سینما و تئاتر هم وضع همین‌طوره. مردم دوست دارن به اون جوابی که می‌خوان به سرعت برسن.

مورد دیگه باز در کشور خودمون، موسیقی که وزارت ارشاد ارائه می‌ده فیلترهای خاص خودش رو داره. خیلی از این ترانه‌ها از این فیلتر عبور نمی‌کنن. پس نمی‌تونیم بگیم این کلیت ترانه‌های ما است. ضمن اینکه جوون‌های ما امروز به واسطه‌ی پایین اومدن سلیقه‌ی مردم، این هنرمندان هستند که پشت مردم حرکت می‌کنن. در حالی که ما می‌تونیم بگیم در دهه ۷۰ اینگونه نبود؛ مردم پشت هنرمندان حرکت می‌کردند. و مردم به سلیقه‌ی اونها احترام می‌ذاشتند. این قضیه امروز برعکس شده. ما داریم گوش می‌دیم ببینیم مردم چی دوست دارن و عین اون رو اجرا کنیم. تجربه نشون می‌ده امروز سلیقه مردم سلیقه‌ی بیماریست. وقتی به موسیقی لس‌آنجلس نگاه می‌کنیم می‌بینیم اونها هم به نوعی دارن آتیش این قضیه را بیشتر می‌کنن.
یعنی امروز در لس‌آنجلس هم به طور واقعی خیلی از هنرمندان (تقریبا ۹۰ درصد هنرمندان) و کسانی که تازه وارد این وادی می‌شن برای جلب توجه مردم از هیچ کاری دریغ نمی‌کنن. یعنی از گفتن هیچ کلامی حتا اگر بدون با دادن چندتا فحش در ترانه‌شون مردم استقبال می‌کنن، این کارو می‌کنن. چه بسا ما امروز می‌بینیم. از بی‌ارزش‌ترین چیزها ما استفاده می‌کنیم فقط برای اینکه مردم ما رو ببینن. منتها این دیدن برای خیلی‌ها اصلا مهم نیست به چه قیمتی هست. و اینکه ما هر روز داریم این جریان رو پررنگ‌تر می‌کنیم و مردم هم دارن باور می‌کنن که این نهایت ادبیات ماست.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۴ دی ۱۳۹۵ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه پرواز همای

 

 

 

نام : پرواز همای گیلانی

زادگاه : گیلان ، شهرستان شفت ، روستای احمد سرگوراب

زادروز : بیستم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت

رشته ی آموزشی : گرافیک

هنرستان : کمال الملک در رشت

رشته ی دانشگاهی : موسیقی

دانشگاه :دانشگاه آزاد کنسرواتوار موسیقی تهران

رشته ی مورد علاقه : ادبیات و چکامه سرایی

پرواز همای با نام قبلی سعید جعفرزاده از خوانندگان ایران است. وی همراه با گروه مستان که مجموعه‌ای از نوازندگان چیره‌دست سازهای ایرانی هستند، سبک جدیدی از موسیقی سنتی را ارائه می‌دهند. وی همچنین خواننده گروه ارکسترال به آهنگسازی شهداد روحانی در آمریکا بوده است. همای زاده گیلان و شهر شفت می‌باشد و ترانه‌های زیبایی را نیز به زبان‌های گیلکی و تالشی اجرا کرده‌است.

سعید جعفرزاده احمد سرگورابی (نام و نام خانوادگی او توسط خودش و با اجازهٔ پدرش به منظور فارسی بودن اسم و فامیلش به «پرواز همای» تغییر یافته) ، متولد ۱۳۵۸ در احمد سرگوراب شفت (درحومه فومن) بدنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود.

او دیپلم خود را از هنرستادن کمال الملک رشت ( مرکز استان گیلان) با کسب کرد و با علاقه وافر به او در رشته شعر آواز وآهنگ وارد دانشگاه آزاد تهران شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو تحصیلات خود را در دانشگاه به پایان رساند .

در زمینه هنر آواز ، افتخار شاگردی اساتیدی همچون فریدون پوررضا ، سید کمال الدین عباسی ، هنگامه اخوان، کریم صالح عظیمی را دارد و همچنین در باب زمینه شعر و ادبیات فارسی از محضر استایدی همچون استاد دکتر علیقلی محمودی بختیاری، استاد حبیب نبوی، استاد محمود طیاری و استاد دادبه بهره مند گردید .

در اندک زمانی ، همای گیلانی توانست فعالیت های حرفه‌ای خود را در زمینه شعر، موسیقی و آواز بسط دهد ، و با موفقیت کنسرت هایی را اجرا نماید . از جمله اجرای کنسرت‌های موسیقی اصیل در:

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دانشگاه هنر تهران
دانشگاه فردوسی خراسان
دانشگاه صنعتی شریف تهران
تالار وحدت
جشنواره موسیقی فجر
فضای باز کاخ نیاوران
تور کنسرت‌های آمریکا(Disney Hall)
کنسرت گیلان ، فضای باز حوزهٔ هنری
تور آمریکا و کاناد
تور اروپا
….

خوانندگی گروه ارکسترال به آهنگسازی شهداد روحانی در آمریکا بوده است

****************

مصاحبه ای با پرواز همای

 

 

سؤال بسیاری از علاقمندان به شما و موسیقی ایرانی ممکن است این باشد که دلیل آنکه نام خود را به «پرواز همای» تغییر دادید چه بوده است؟

درود بر شما و همه ی علاقمندانی که این گفتگو را خواهند خواند، خب من چند دلیل برای این کار داشتم، نخست اینکه دوست داشتم نامی‌ پارسی‌ داشته باشم و دوم اینکه اندیشه ها و راهی‌ که برگزیدم باید با نامم همخوانی می داشت و از سویی داشتن یک نام زیبا افتخار بزرگی‌ ست که در آینده ی هر هنرمند می تواند اثر داشته باشد.

سالها پیش که سرودن را آغاز کردم بر آن بودم تا برای خودم نامی‌ برگزینم تا در سروده ها به کار ببرم مانند تمام سرایندگان دیگر از دوستی‌ نزدیک که او نیز سراینده بود خواستم تا نامی‌ برایم گزینش کند، آن دوست نازنین هم نام همای‌ را از سروده ی حافظ به من هدیه کرد؛ همان سروده “همای اوج سعادت به دام ما افتد” و پس از آن من نام پرواز را نام کوچک خودم گذاشتم و در این سالها با همین نام شناخته شدم و بسیار خرسندم.

حافظ و مولانا و سعدی و تمام کسانی‌ که عربی‌ سخن گفتند در آن زمان چاره‌ای جز این راه نداشتند چرا که زمانه آنگونه بود که ناچار بودند آنگونه سخن بگویند، ولی‌ امروز ما ناچار نیستیم و باید تلاش کنیم تا پارسی‌ را زنده نگاه داریم

 

در مصاحبه‌ای که حدود دو سال پیش با رادیو زمانه داشتید از زبان عربی سخن به میان آوردید؛ از آن ابراز بیزاری نمودید و مطرح کردید که باید لغت های عربی از فارسی جدا شود، به اعتقاد حقیر بیزاری افراطی که شما بیان نموده بودید جایگاه شاعران بزرگمان چون حافظ و مولانا را که در اشعارشان از واژه‌های عربی استفاده نموده اند زیر سؤال می برد. از طرفی مدتی پس از این اظهارات، آلبومی از شما منتشر گردید با نام “جدال عقل و عشق” که در آن هر سه واژه جدال و عقل و عشق عربی بودند (البته روی عربی بودن یا نبودن عشق بحث است). آیا گفته‌های شما در آن مصاحبه با نام آلبومی که در بالا ذکر شد نوعی تناقض در طرز تفکر و بیان تان در ذهن مخاطب ایجاد نمی کند؟ اصولا این بیزاری افراطی از یک ملت و یک زبان و یک قوم برای یک هنرمند به دیدگاه های نژاد پرستی نزدیک نیست؟

من بارها و بارها در این باره سخن گفتم ولی‌ به یاد ندارم که در جایی بیان بیزاری از هیچ نژادی کرده باشم، من تنها خواستار این هستم که واژه های عربی‌ را کمتر به کار ببریم یا به کار نبریم و واژه های پارسی‌ را جایگزین کنیم و این کار سختی نیست…

حافظ و مولانا و سعدی و تمام کسانی‌ که عربی‌ سخن گفتند در آن زمان چاره‌ای جز این راه نداشتند چرا که زمانه آنگونه بود که ناچار بودند آنگونه سخن بگویند، ولی‌ امروز ما ناچار نیستیم و باید تلاش کنیم تا پارسی‌ را زنده نگاه داریم و این افتخار من است که در این راه گام بر می دارم و سخن می گوبم. من می‌خواهم بدانم چرا آنگاه که برابر پارسی واژه‌ها هست ما عربی اش را به کار می بریم؟ اگر در این راه تلاش کنیم و سخن بگوییم به زبان پارسی‌ ارج گذاشتیم و این نژاد پرستی‌ نیست، ارزش گذاشتن به زبان پارسی‌ هست.

دربارهٔ «جدال عقل و عشق» باید بگویم که ۶ سال پیش من آن نام را برای کنسرتم برگزیدم که تا امروز انسان دیگری شدم و هدف و راهم را دگرگون کردم، اما بعدها من همان کار را به شیوه ی دیگر به اپرا ساختم و نامش را گذاشتم: «جدال عقل و عشق» که در این کار عقل که از زبان عربی‌ به ادبیات ما آمده را از خرد که پارسی‌ هست جدا کردم و برگزیدن این نام هم برهان ادبی‌ دارد، یعنی اینکه جایگاه عقل را از خرد جدا می دانم، خرد از عقل جایگاه بسیار بالاتری دارد و گذاشتن نام عقل آگاهانه بوده است، و این را باز هم یاد آوری می‌کنم که از هیچ زبان و نژادی بیزار نیستم و هیچ کجا در مورد فرهنگ عربی اینگونه سخن نگفته ام شاید کسانی‌ که درباره ی من می نویسند اینگونه بیان می‌کنند.

در گذشته که می دانید کسان زیادی این کار را انجام می دادند: رودکی، فارابی، ابن سینا، حافظ، مولانا، عارف، شیدا، امیر جاهد و کسانی‌ که از ۵۰ سال گذشته تا امروز این کار را انجام می دادند: مانند جهانبخش پازوکی، محسن ضرابیان، منصور نریمان و خیلی‌ از جوانها که من خودم می شناسم این کار را انجام می دهند. من هم چون از ۹ سالگی سرودن را آغاز کردم و در این راه استادان زیادی داشتم و لحظه های زندگیم را بسیار صرف کردم، کم کم این شیوه جزوی از کارم شده.

مینوی (معنی) چامه و چکامه را به آسانی‌ می‌شود از فرهنگ واژه های دهخدا پیدا کرد. چکامه همان قصیده یا شعر در زبان عربی‌ هست که ما سالهاست به کار می بریم و هر گاه چکامه با نغمه ای همراه باشد به آن چامه می گویند بنابراین سروده ای که همراه با نغمه ای ساخته شود چامه نام دارد.

 

 

در اصل تفاوت چامه با شعر (چکامه) را در داشتن ملودی می دانید؟

بله، چامه همراه با چکامه ساخته و پرداخته می شود، چکامه می تواند در درون خود ملودی داشته باشد، ولی‌ سراینده بدون ملودی می سراید.

 

 

شما خودتان چطور چامه سرایی می کنید؟ شعر و ملودی با هم می آیند؟ یا اینکه ابتدا ملودی و بعد شعر؟ (و بر عکس آن چه؟)

من هم سروده دارم که هیچ گاه روی آن ملودی نداشتم که به شیوه ی غزل یا چهار پاره یا نو سرودم و هم بسیار چامه که همزمان ملودی یا آهنگ و سروده را همراه با هم می‌سازم که بهترین راه این شیوه است.

دلیل زایش یک سروده هر چیزی می تواند باشد؛ حادثه هایی که در راه سراینده قرار می گیرد، زیبایی هایی که می بیند، سختی هایی که پشت سر می گذارد. از دیدگاه من سراینده ها پیامبرانی هستند که به آنها الهام می‌شود و این هدیه ی پروردگار است، حالا اگر چنین کسی‌ که به او الهام می‌شود و برگزیده است دانش ادبی بیشتری داشته باشد زیباتر سروده را پردازش می‌کند

 

 

آیا فردی که تجربه ی نوازندگی یا خوانندگی در موسیقی ندارد می تواند چامه سرای موفقی شود؟ در اصل عامل شکل گیری یک چامه ی خوب را احساس شاعر می دانید یا معلومات ادبی و یا استعداد و ذوق گوشی و موسیقایی او؟ کدام یک از این سه عامل؟

از نگاه من هر سه می تواند باشد. کسان زیادی هستند که موسیقیدان نیستند و سرایندگان خوبی‌ هستند و بسیاری از سروده ها را همراه با ملودی می سازند، بسیاری از سروده‌ها خود آهنگی در درون دارند که در هنگام زایش همراهش هست و می‌شود آن را درک کرد و خواند.

سرودن و موسیقی‌ از هم جدا نیستند…

دلیل زایش یک سروده هر چیزی می تواند باشد؛ حادثه هایی که در راه سراینده قرار می گیرد، زیبایی هایی که می بیند، سختی هایی که پشت سر می گذارد. نخستین دلیل پیدایش یک سروده این حادثه ها به همراه حالی‌ که هنرمند در لحظه ی خلق اثر هنری دارد است که البته دیگر توانایی های فنی هم این مواردی را که گفتم پردازش می‌کند.

ما استادان بزرگ ادبی‌ داریم که هیچ گاه نتوانستند سراینده شوند، از دیدگاه من سراینده ها پیامبرانی هستند که به آنها الهام می‌شود و این هدیه ی پروردگار است، حالا اگر چنین کسی‌ که به او الهام می‌شود و برگزیده است اگر دانش ادبی بیشتری داشته باشد زیباتر سروده را پردازش می‌کند.

 

 

تعریفتان از سراینده چیست؟ یعنی کسی که شعر را همراه ملودی خلق می کند؟ یا شعر به تنهایی؟ درست است که بسیاری از اشعار در درون خود آهنگی دارند، ولی صحبت اصلی بنده در مورد اشعار نیست، صحبت بنده در مورد اشعاری هست که همراه با ملودی خلق می شوند، دقیقا این تعریف در عربی با تصنیف برابری می کند، سؤالم را بهتر است اینگونه بپرسم که کدامیک از سه عامل که در سوال قبلی مطرح کردم نقش بیشتری در موفقیت یک تصنیف دارد؟

منظور من از سراینده همان شاعر هست، تا جایی که می شود می‌خواهم واژه های پارسی‌ را به کار ببرم، شما درست اشاره کردید مینوی عربی چامه همان تصنیف هست که من به شیوه ی امروزی تر دنبال می‌کنم و تلاش می‌کنم تا سروده هایم پیام های اجتماعی تر و یا فلسفی تر داشته باشد، عارف و شیدا این کار را انجام می‌دادند، ولی‌ چامه ی شیدا بیشتر عاشقانه و چامه ی عارف بیشتر سیاسی بود، ولی‌ من تلاش می‌کنم تا هم عاشقانه هم اجتماعی هم از دیدگاه خودشناسی و نگاهی‌ کمیک در کارهایم داشته باشم و هم نیازها و پیام های روز ِ هم ایرانی‌ و هم دنیا را بیان کنم.

در مورد سؤالتان هم گفتم که از نگاه من هر سه می تواند در موفقیت یک چامه تاثیرگذار باشد.

من از کودکی با نقاشی‌ آغاز کردم و از ۹ سالگی آن احساس هنری من را به سرودن وا داشت و سرودن من را به خواندن وا داشت و خواندن من را به سوی نمایش برد و خود بخود چشمم را به دنیایی باز کرد که به هم پیوسته هست و هنوز نقاشی‌ می‌کنم، خط مینویسم، نمایش را در موسیقی‌ می آمیزم و ادبیات را در موسیقی‌ حل می‌کنم

 

 

همانطور که می دانید در موسیقی سنتی ما ملودی ساز در نود درصد موارد هم نوازنده و آهنگساز است، یعنی کمتر ملودی سازی را می بینیم که خود نوازنده نباشد، خب این باعث می شود تنها کسانی که نوازندگی بلدند بتوانند ملودی بسازند، حال اگر فضایی فراهم شود که دایره ی ملودی سازان بزرگتر شود و شخصی که حتی ممکن است نوازنده و آهنگساز نباشد ولی به سبب ذهن فعال (از لحاظ موسیقایی ) و قدرت ادبی‌اش بتواند شعری را همراه ملودی بسازد اتفاق میمونی برای موسیقی ما نیست؟

مینوی پرسش شما برای من روشن نیست. ملودی ‌ها در زندگی‌ همه انسانها جاری هست و همه ی آدمها می‌توانند ملودی بسازند و در راه زندگی شان این کار را انجام می دهند؛ از زنها و مردهایی که در شالیزارها نغمه سازی می‌کنند تا کسانی‌ که همان نغمه ها را به نظم می کشند و به گوش مردم می رسانند.

اینکه کسی‌ بتواند خودش سروده آهنگش را بگوید در موسیقی ما حادثه ی تازه‌ای نیست ولی‌ بسیار ارزشمندست که این راه ادامه داده شود که من این کار را می‌کنم. همه ی هنرها از یک خانواده هستند که به هم پیوسته شده اند و به هم راه دارند. اگر زندگی‌ هنرمندان را موشکافانه نگاه کنید می‌بینید که هر کدام با چند هنر دست پنجه نرم می کنند.

من از کودکی با نقاشی‌ آغاز کردم و از ۹ سالگی آن احساس هنری من را به سرودن وا داشت و سرودن من را به خواندن وا داشت و خواندن من را به سوی نمایش برد و خود بخود چشمم را به دنیایی باز کرد که به هم پیوسته هست و هنوز نقاشی‌ می‌کنم، خط مینویسم، نمایش را در موسیقی‌ می آمیزم و ادبیات را در موسیقی‌ حل می‌کنم.

 

 

مقصود من این نبود که یک آهنگساز می تواند یا نمی تواند سروده ی آهنگش را بگوید، منظور من این بود که آیا یک غیر موزیسین می تواند ملودی یا نغمه ای را در ذهنش خلق کند، آنرا با صدایش بخواند و در کنار این موضوع، یک آهنگساز بیاید نغمه ی او را آهنگسازی و اجرا کند؟ این موضوع در مورد استفاده از ملودی های محلی بیشتر اتفاق می افتد، یعنی اینکه آهنگسازان و خوانندگان ما به همین شکل از ملودی های محلی استفاده می کنند ولی کمتر ممکن است که در حال حاضر یک موزیسین بیاید از ملودی یا نغمه یا چامه ی یک فرد غیر موزیسین(ولی با ذوق) استفاده کند

به گمان من شاید هر کسی‌ بتواند ملودی یا آهنگی بسازد و زمزمه کند ولی‌ تا موسیقی‌ بلد نباشد نمی‌تواند آن نغمه را ساخته و پرداخته کند، نغمه های روستایی که در فرهنگ های ایرانی است همان نغمه هایی است که از صدای مردم بومی شنیده می شود که موسیقی‌ بلد نیستند و این موسیقیدانها هستند که آن را پرورش می دهند و به گوش دیگران می رسانند، این روزها خیلی‌ ها نغمه های روستایی را می شنوند و به آهنگ در می آورند، گروه‌های زیادی هستند که این کار را می کنند.

اگر ملودی بخاطر حادثه یا حالت ویژه ای به آدم وحی شود آن وقت است که جادو می‌کند. داشتن توانایی‌ برای زیبایی یک ملودی خوب است، ولی‌ کافی‌ نیست

 

 

قبول دارید فقر ملودی در موسیقی ما احساس می شود؟ و آیا یکی از دلایل این مشکل نمی تواند این باشد که اصولا در موسیقی ما ملودی ساز باید حتما نوازنده باشند و یک فرد غیرنوازنده نمی تواند ملودی ساز باشد؟

نه من هیچ فقر ملودی در موسیقی ایرانی‌ نمی‌بینم، فقر شنیداری می بینم. نغمه‌ها و ملودی هست در همه جای ایران به گوش می رسند ملودی ها را باید شنید، هزاران آیین و فرهنگ و نغمه های گوناگون در ایران هست که کسی‌ آنها را نمی شنود باید آنها را جان داد و به گوش دیگران رساند.

البته منظور شما را از فرد غیر نوازنده نمی‌فهمم چه‌ هست، اما هر کسی‌ که موسیقی‌ می‌شناسد و بلد هست میتواند آهنگسازی کند و کسی‌ که بلد نیست تنها زمزمه می‌کند. اگر منظورتان این هست که آیا یک پزشک هم میتواند ملودی ساز باشد من گمان نمی کنم.

 

 

شاید یک پزشک موسیقیدان حرفه ای نباشد اما ذهن فعال و موسیقایی داشته باشد، یعنی اینکه ممکن است بتواند ملودی های بکری در ذهن خود به وجود آورد، اما به سبب نداشتن قدرت موسیقایی نتواند آنها را نت کند یا به وسیله ی ساز اجرا کند، سؤال من در اصل این است که برای “ملودی ساز ِخوب بودن” باید حتما نت نویسی یا نوازندگی بلد بود؟

به نظر من در صورتی‌ کسی‌ ملودی ساز خوب خواهد بود که موسیقیدان باشد و ملودی و نغمه های گوناگون را شنیده و از بر باشد، آنگاه می تواند خوب ملودی بسازد وگرنه یک پزشک که در زندگی اش با ناله و فریاد از درد سر و کار دارد نمی تواند یک ملودی ساز باشد.

 

 

شاید یک دکتر به سبب احساسات عمیق و علاقه و تجربه های فراوان شنیداری اش در موسیقی بتواند تصنیف ساز و ملودی ساز خوبی شود اما دلیل نیست یک موزیسین بتواند حتما بهتر از یک کشاورز یا دکتر تصنیف سازی کند. کما اینکه شاید بسیاری از روستاییان که همین نواهای محلی را به وجود آورده اند موسیقی نمی دانستند.

این نظر شماست و من گمانم اشتباه می‌کنید.

 

 

در مورد فقر ملودی هم که عرض کردید در ایران وجود ندارد، بله درست است در ایران به خصوص در موسیقی محلی فقر ملودی نداریم اما خروجی که در آلبوم های موسیقی اصیل مان مخصوصا در دهه های هفتاد و هشتاد می بینیم این است که بسیاری از آلبوم ها دارای ملودی های تکراری و عاری از احساس هستند.

با توجه به رفتاری که با موسیقی‌ در ایران می شود و هیچ فضایی برای کار کردن برای هنرمندان نیست تا همین جا هنرمندان شاهکار می‌کنند، البته از نظر شما شاید خروجی خوبی‌ نیست، از دیدگاه من بسیاری از خروجی ها هم در پاپ و هم موسیقی‌ ایرانی‌ و هم محلی شاهکار هستند، بستگی دارد هر کدام از ما چه چیزی را خوب و بد بدانیم.

 

 

به نظر شما مهمترین عامل در زیبایی و موفقیت یک ملودی که روی شعر گذاشته می شود چیست؟ قدرت فنی و موسیقایی ملودی ساز؟ قوی بودن احساس و سطح فکری ملودی ساز؟ یا داشتن تجربه؟

باید بدانی یک ملودی در چه زمانی‌ و برای چه‌ و چگونه ساخته می‌شود. اگر فرمایشی باشد یک نتیجه دارد، اگر از روی تمرین یا دستاورد باشد یک نتیجه دارد و اگر بخاطر حادثه یا حالت ویژه ای به آدم وحی شود آن وقت است که جادو می‌کند. داشتن توانایی‌ برای زیبایی یک ملودی خوب هست، ولی‌ کافی‌ نیست.

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۴ دی ۱۳۹۵ ادامه مطلب / دانلود

بیوگرافی و زندگینامه حامد محضرنیا

 

 

حامد محضرنیا حامد محضرنیا متولد ۲۹ خرداد ۱۳۶۷
دارای لیسانس الکترونیک از دانشگاه نجف آباد اصفهان
اصلیت مازندرانی (شهر بابل) دارد اما بزرگ شده ی اصفهان است
حامد محضرنیا از کودکی موذن و قاری قرآن بود و چندین رتبه ی کشوری نیز دارد اولین کار رسمی وی برای تیم فوتبال ذوب آهن بود و با استقبال خوبی مواجه شد و به عنوان سرود رسمی این باشگاه قرار گرفت پس از تولید چند تک آهنگ تصمیم گرفت که یک آلبوم فوق حرفه ای وارد بازار کند و در اواخر سال ۱۳۹۱ پر ستاره ترین آلبوم موسیقی را با نام “استثنایی” وارد بازار کرد از چهره های سرشناس این آلبوم میتوان به هنرمندان زیر اشاره کرد: محسن یگانه | کوشان حداد | شهاب اکبری | رضا تاجبخش | امید حاجیلی | کامران میرزایی | داوود محمدی و … اما این آلبوم قدرتمند به علت کلاهبرداری شرکت پخش کننده از حامد محضرنیا ، ضربه ی بزرگی خورد و به گوش خیلی از طرفداران موسیقی پاپ نرسید، اما حتی با شکست آلبوم هم حامد محضرنیا نا امید نشد و به لطف خدا و به عشق مردم باز هم به کار خود و با قدرت بیشتر ادامه داد اولین حضور تلوزیونی وی در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) در برنامه ی شب شیدایی از شبکه اول سیما بود و پس از آن به چند شبکه ی دیگه از جمله جام جم نیز دعوت شد وی نقطه ی به اوج رسیدن خود را به لطف خدا و امام حسین(ع) در ایام محرم با پخش آهنگ “شرمندتم” که از برنامه ی “امروز هنوز تموم نشده” از شبکه ی اول سیما می داند، که با استقبال چشمگیر مردم مواجه شد و پس از آن یک کار فارسی ، عربی به نام “راهم بده” برای همین برنامه اجرا کرد که آن هم با استقبال شدیدی از طرف مردم مواجه شد که باعث شد بینندگان جوان برنامه ی “امروز هنوز تموم نشده” با پیامک های خود به شدت خواستار حضور حامد در برنامه شوند و حامد برای اولین بار در برنامه ی زنده به مدت یک ساعت مهمان خانه های مردم و هوادارانش بود و همان روز همه را غافلگیر کرد و یک تک اهنگ به صورت هدیه به برنامه ی “امروز هنوز تموم نشده” اهدا کرد و به علت استقبال شدید مسئولین سازمان و تهیه کننده ی برنامه “احسان ارغوانی” قطعه ی “ممنونم” به عنوان تیتراژ اصلی برنامه قرار گرفت و یک کلیپ تصویری زیبا برای این کار با حضور حامد و عواملش ساخته شد و هر روز در این برنامه پخش شد همچنین این برنامه و تهیه کننده ی بسیار جوانش “احسان ارغوانی” سه تیتراژ دیگر برنامه ی خود را به حامد محضرنیا سپرد از جمله ، دو آهنگ برای اربعین و یک آهنگ برای شب یلدا همچنین به دلیل درخواست مجدد مردم در ویژه برنامه ی شب یلدا حامد به همراه شهاب رمضان در این برنامه به عنوان مهمان حضور پیدا کردند جمله ی همیشگی حامد محضرنیا : تا خدا بنده نواز است ، به خلقش چه نیاز است

 

******
در ادامه مصاحبه ای با حامد محضرنیا را هم قرار میدهیم و نظر شما را به آن جلب میکنیم:

 

حامد محضرنیا چه زمانی متوجه شد که میتواند خواننده موسیقی پاپ شود و آن جرقه و اتفاقی که باعث حرفه ای دنبال کردن خوانندگی شد رو برامون توضیح بدهید؟

تودوران کودکی علاقه شدیدی به چند خواننده موسیقی پاپ داشتم و برای تهیه آلبوم اون ها روزشماری میکردم تا اینجا که خودم دوتا آهنگ هم با دوستانم ساختم و به خاطر اینکه تو تیم نوجوانان ذوب آهن اصفهان هم مدتی بازی میکردم و علاقه خاصی به این تیم داشتم یه آهنگ براشون ساختم و به عنوان هدیه تقدیم کردم و مورد استقبال مسوولین این تیم قرار گرفت و بعد از قهرمانی در جام حذفی در ورزشگاه اصفهان و تو جمعیت نزدیک به ۲۰۰۰۰نفر این آهنگ پخش شد و مورد حمایت وتایید قرار گرفت و اون لحظه متوجه شدم که میشه به صورت حرفه ای هم این علاقه رو دنبال کرد و نقطه شروع خوبی برام بود و هنوزم تو بازی های ورزشگاه فولاد شهر این آهنگ پخش میشه و انرژی خوبی از این اتفاق گرفتم .

 

درباره تهیه اولین آلبوم و همکاری یک جوان تازه کار با برخی از اسم و رسم دارهای موسیقی برای تهیه این آلبوم بگید و اینکه بازتاب خوبی براتون داشت این آلبوم و موفق بودید ؟

همکاری با محسن یگانه و مشاوره بسیار خوبی که ایشون بهم داد و تو پیشرفتم خیلی کمک کرد و همکاری کوشان حداد عزیز که خیلی بهش مدیونم و شهاب اکبری که هر کدوم تو کار خودشون جز بهترین ها هستن باعث شناخته شدن من جوون به اهالی موسیقی شد و همیشه دوست داشتم که کار حرفه ای و خوبی رو جمع کنم وتمام تلاش خودم رو کردم که آلبوم خوب و حرفه ای جمع کنم. اما چون اولین بارم بود و شرکت های معتبر هم حمایتی انجام نمیدادن سراغ شرکتی رفتم که دچار کلاهبرداری تو پخش شدم و شکست سنگینی بابت این آلبوم خوردم و نزدیک به ۲۵۰۰۰نسخه که حتی از کارتون هاش باز نشده بود رو با بغض اومدم تهران و بین مردم پخش کردم و با وجود این نامهربونی ها ناامید نشدم و با قدرت به ادامه فعالیت خودم پرداختم.
چگونگی ورود به تلویزیون و خواندن اولین تیتراژ که باعث معرفیتون به مردم شد با وجود اینکه شما اصفهان فعالیت میکردی رو توضیح دهید؟

محرم سال ۹۲ بود که من قطعه “شرمندتم “رو تو سایت ها منتشر کرده بودم و این آهنگ به گوش تهیه کننده برنامه “امروز هنوز تموم نشده “که اون روزها از شبکه یک سیما پخش میشد رسیده بود و تو برنامه پخش کردن و بارها از طرف مردم برای بازپخش این آهنگ درخواست شده بود ومورد استقبال قرار گرفته بود و همین باعث شد که عوامل برنامه از من دعوت کنن که مهمونشون باشم و به چند روزی که من قرار بود مهمون این برنامه باشم قطعه “ممنونم “رو ساختم و به عنوان هدیه تقدیم تیم برنامه ساز کردم و تو ۱ساعت زمان برنامه که من مهمونشون بودم تصمیم بر این گرفته شد که این آهنگ به عنوان تیتراژ پخش بشه و خوشبختانه تا مدت ها قطعه “ممنونم “از شبکه یک سیما پخش شد و این نقطه شروع همکاری من با سازمان صدا و سیما شد و تیتراژ های بعدی نیز به لطف خدا و محبتی که تهیه کننده ها نسبت به من داشتن هم سفارش داده میشد و من نیز باتمام وجود همه این قطعات رو ساختم و بارها از رسانه ملی پخش شد .

 
شما با یه سبک مذهبی به موسیقی معرفی شدید و این بر میگردد به این که در خانواده مذهبی بزرگ شدید یا اینکه خودتان علاقه داشتید که با این نوع موسیقی به جامعه معرفی بشوید؟

خوب من تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم مثل خیلی از خانواده های دیگه ایرانی که خشکه مذهب هم نبودیم و پدر ومادرم از موسیقی من حمایت میکردند و حامی اصلی من بودند تا حدی که هر کاری که میسازم اول برای مادرم میخونم و نظراتشون خیلی برام مهمه و من بین دوتا عشق که یکی به اهل بیت و خدا باشه و اون یکی موسیقی مورد پسند مردم عشق اول رو انتخاب کردم با علم بر اینکه میدونستم هوادارهای موسیقی پاپ از من دور میشن اما این دلیلی بر این نمیشه که من پشت پا پزنم به موسیقی پاپ و همون طور که اخیرا هم تو هدف هام قرار دادم بیشتر کارهای عاشقانه و متفاوتی تولید کردم و در ادامه مسیر حرفه ای خودم هم میخوام بیشتر کارهای مورد پسند مخاطبان موسیقی رو تهیه کنم و تا آخرین روزی که صدا داشته باشم تو ماه محرم های هر سال یه کار با تمام وجودم برای اهل بیت خواهم ساخت .

 
برسیم به آلبوم “جاذبه ” و اینکه به نظرتان موفق بودید در این آلبوم و هدف اصلیتون از تهیه اون چی بود باو جود اینکه ضرر زیادی از آلبوم اول نصیبتون شد؟

هدف اصلی تهیه این آلبوم خلاییی بود که تو کارهای من دیده میشد یعنی همون کارهای عاشقانه و مورد پسند مخاطبان موسیقی پاپ که تو این آلبوم سعی کردیم از فضا عشق و جدایی بیشتر کار کنیم و نکته مهمش این بود که دیگه دنبال اسم و رسم و همکاری با بزرگان موسیقی نبودم و با تیم خودم تمام قطعات رو ساختم و از آلبوم استثنایی بهتر بود و با تجربه تر عمل کردم و تا جایی که تنها تعداد محدودی در برخی از شهرستان ها پخش کردم باوجود دانلودغیر مجاز آلبوم ها .

 
با این تفاسیر هیچ برنامه ای برای تهیه آلبوم سوم ندارید؟

تمام تمرکز خودم رو میخوام تو تهیه تک آهنگ های خوب و حرفه ای بزارم .تهیه آلبوم تو مقطعی که کسی دیگه هزینه برای پرداخت زحمات چند ساله یه هنرمند نمیده و ترجیح میدن از سایت ها دانلود کنن دیگه آلبوم دادن اشتباه هست .

 
برنامتون راجع به کنسرت ها چیه، برنامه ای هم بابت این موضوع دارید؟

به نظر من خواننده ای که نتونه و نخواد کنسرت برگزار کنه بهتره بره تو حموم خونشون بخونه و تمام تلاش و هدف من برگزاری کنسرت هست و برای یک خواننده، داشتن قطعاتی که بین مردم شنیده شده سرمایه بزرگیه و من خدا رو شکر این سرمایه رو با خودندن قطعاتی چون «شب یلدا »«قهرمان ایرانی »«ممنونم » که بین مردم شنیده شده و من هم از این سرمایه هام استفاده خواهم کرد و اولین کنسرت خودم رو هم ۱۵بهمن در اصفهان برگزار شد و بعد از اون هم برنامه هایی دارم که در شهرستان های دیگه هم کنسرت برگزار کنیم و بعد از اون به اجرای کنسرت در تهران فکر میکنم و با این امید و آرزو کار میکنم که در سال های بعد بتونم با فروش تمام بلیط ها کنسرت خوب و خاطره انگیزی رو برگزار کنم
لطفا از حواشی پیرامون تان در مورد تعدد خواندن تیتراژ سریال ها بگویید؟

من با قاطعیت تمام میگم که لابی من جز خدا کسی نبوده و بعد از تیتراژ اول تهیه کننده ها به من پیشنهاد دادن و من پذیرفتم و بابت این همکاری پول هم دریافت کردم و از این بابت میشه به همکاری های پیاپی من با بیشتر تهیه کننده های خوب و سرشناس رسانه ملی اشاره کرد که به خاطر تعامل خوب و رفاقت ها و دوستی هایی که بینمون ایجاد شده این پیشنهادهارو به من دادن و من همیشه و با تمام وجود کار کردم و خودم رو مدیون تلویزیون میدونم و به این همکاری ها افتخار میکنم . اما بابت حواشی ها هم یه نکته رو بخوام اشاره کنم میتونم به مصاحبه یه خواننده با یه رسانه زرد رو بگم که مجری های اون رسانه یه سری تخریب شخصیتی کردن من رو و خودشون رو هم اولین رسانه اینترنتی میدونن و من فقط به خاطر دوستی که با مدیر این رسانه داشتم شکایت نکردم ازشون با وجود اینکه خود مدیراین رسانه گفت کاملا حق بامن هست و میتونم شکایت کنم اما من اون مجری ها رو به خدا سپردمشون و در مقابل تمام حواشی ها با صبر و تمرکز و فکر خوب میخوام برخورد کنم و به هدف خودم فکر میکنم بابت رسیدن بهش تلاش میکنم.

 

حرف آخر

تا خدا بنده نوازست به خلقش چه نیاز است
میکشم ناز یکی تابه همه ناز کنم…

۰۰
بیوگرافی بدون نظر ۲۱ دی ۱۳۹۵ ادامه مطلب / دانلود

دانلود آهنگ جدید در کانال تلگرام @Mypersiansong_com